{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱

پارت ۱

ویو ا.ت

جونگ کوک رفته بود استودیو دوستش برای ضبط یه آهنگ و ماشین نبرده بود و به من زنگ زد گفت که بیا دنبالم سریع آماده شدم و سوار ماشین شدم و رفتم با یه دستم فرمون رو گرفته بودم و با یه دست دیگم گوشی رو چون باید آدرس رو از توی گوشی نگاه میکردم
حواسم پیش آدرس بود که یهو ماشین به چیزی برخورد کرد سرم رو بالا آوردم و دیدم که با یه ماشین برخورد کردم راننده ماشین دراومد و اومد سمت من ، سریع از ماشین پیاده شدم
ا.ت : آقا من واقعا متاسفم
راننده : متاسفم بودن شما الان به چه دردی میخوره ؟ ماشینم نابود شده
ا.ت : بله حق با شماست من واقعا متاسفم
راننده : زنگ میزنم پلیس بیاد تکلیف رو مشخص کنه
ا.ت : اما این ماشین من نیست ماله همسرم هست
راننده : به من چه ربطی داره زنگ بزن همسرت بیاد

اه بدبخت شدم همینو کم داشتیم
گوشیم رو درآوردم و با استرس شماره جونگ کوک رو گرفتم بوق اول رو که خورد جواب داد
جونگ کوک : الو ا.ت کجایی ؟
ا.ت : ج جونگ کوک م من
جونگ کوک : چی شده ؟
ا.ت : من تصادف کردم
جونگ کوک : تو چکار کردی ؟ اوففف کجایی الان ؟
ا.ت : خیابان ........
جونگ کوک : الان میام
ا.ت : باشه خداحافظ
سمت اون مرده برگشتم و گفتم : همسرم الان میاد
مرده : پلیس هم تو راهه

۱۵ مین بعد

پلیس چند دقیقه پیش رسیده بود و وایساد تا جونگ کوک بیاد ، یهو دیدم جونگ کوک از تاکسی پیاده شد و سمتمون اومد
جونگ کوک : سلام وقتتون بخیر میتونم بپرسم چی شده ؟
مرده : خانم شما زده به ماشین من
جونگ کوک : یعنی مقصر همسر من هستن ؟
مرده : بله
جونگ کوک یه نگاه بدی بهم کرد که از ترس نزدیک بود سکته کنم
کار های لازم رو با پلیس انجام دادن و چون مقصر من بودم جونگ کوک تمام هزینه آسیب ماشینی که باهاش تصادف کرده بودم رو پرداخت کرد
سوار ماشین شدیم و جونگ کوک نشست پشت فرمون از نفس های عمیق و محکمش و رگ های بیرون زده گردنش فهمیدم خیلی عصبیه
آروم گفتم : جونگ کوک
جونگ کوک : دهنتو ببند حواست کجا بود موقع رانندگی ؟
ا.ت : داشتم آدرس استودیو رو نگاه میکردم یهو تصادف کردم
جونگ کوک : اوف فقط بلدی دردسر درست کنی
ا.ت : ببخشید
دیگه جوابم رو نداد
رسیدیم خونه و ........

ادامه دارد.........
دیدگاه ها (۲)

تک پارتی بچه ها من این کاما ( ، ) ها رو واسه ی عمم نمیزارم ک...

بانو از نویسنده هایی که فیک های زیبا دارن میزاره ، حمایت شده...

love in the dark④③اشک تو چشمام پر شده بود با دیدن این عکس ها...

شوهر اتفاقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط