#گروگان_قلبم

#گروگان_قلبم
#part_15

(ساعت حدود های 9شب بود که تازه کار هاش تموم شده بود و دیگه نوبت اومدن به خونه بود . در ورودی را باز کرد اولین چیزی که توجهش جلب کرد چراغ های خاموش  کل خونه بوده  حدس زد که شاید جونگکوک هنوز نیومده باشه کفش هاش عوض کرد و داخل شد و چراغ ها را روشن کرد و اولین چیزی که دید جونگکوکی بود که عصبی بهش زل زده بود
دیدگاه ها (۱)

P⁵نیمه‌شب بود...یونگی با صدای گریه‌ی آرومی از خواب بیدار شد....

«عشـق در میـان خونـ»پارتـ²ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

Part.3

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

پارت ۶ | اتفاقی؟ساعت کاری تموم شده بود.تهیونگ کیفش رو برداشت...

THE BLACK CONTRACTقرارداد سیاهP.03 | مردی که مرده بودساعت ۱۰...

دیدار باتو (پارت ۲)

ادامه پارت ۷۵اعضا رسیدن دم خونه و بدو بدو رفتن سمت در و رمز ...

### پارت دوم: سایه‌یِ آرامِ شب و رازهایِ کوچکهوا دیگه کاملاً...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **فصل دوم - ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط