{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#گروگان_قلبم

#گروگان_قلبم
#part_15

(ساعت حدود های 9شب بود که تازه کار هاش تموم شده بود و دیگه نوبت اومدن به خونه بود . در ورودی را باز کرد اولین چیزی که توجهش جلب کرد چراغ های خاموش  کل خونه بوده  حدس زد که شاید جونگکوک هنوز نیومده باشه کفش هاش عوض کرد و داخل شد و چراغ ها را روشن کرد و اولین چیزی که دید جونگکوکی بود که عصبی بهش زل زده بود
دیدگاه ها (۱)

#گروگان_قلبم#part_15 بدون اینکه بزار حرفش تموم شه لباش را رو...

#گروگان_قلبم#part_14بدون جواب دادن به سوال تهیونگ از کنارش ر...

Accidentally yoursحدود چهل دقیقه بعد دختر به خونه رسید . دوش...

{۵ دقیقه بعد}ات نفس عمیقی کشید.چراغ‌قوه‌ی گوشیش فقط چند متر ...

آینه جادویی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط