{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزار سال به امید تو توانم بود

هزار سال به امید تو توانم بود
هر آنگهی که بیایم هنوز باشد زود
مرا وصال نباید همان امید خوشست
نه هر که رفت رسید و نه هر که کشت درود
مرا هوای تو غالب شدست بر یک حال
نه از جفای تو کم شد نه از وفا افزود
من از تو هیچ ندیدم هنوز خواهم دید
ز شیر صورت او دیدم و ز آتش دود
همیشه صید تو خواهم بدن که چهرهٔ تو
نمودنی بنمود و ربودنی بربود

#سنایی
دیدگاه ها (۴)

دوشنبه ۲۶ مهرماه ۱۴۰۰

اولین شنبه و اول هفته🍂آبان ماهتون پر از محبت الهی🌻 "الهی" از...

یک سـلام گـرم🕊🌸از دریچه صبح🕊🌸بـه شما عـزیزان🕊🌸صـبحتـون بـخیـ...

این عکس به مدت ۲۸ روز و در هر بار در یک ساعت خاص از ماه گرفت...

هزار سال به امّید تو توانم بودهر آن‌گهی که بیابم هنوز باشد ز...

خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بستگشاد کار من اندر کرشمه‌های تو...

ز ما ای گل چه دیدی؟که دامن در کشیدیجفا کردی، بخشیدموفا کردم،...

عاشقانه

بد که دگر خوب نیست ای پسر خوبای گل محجوب را برادر محبوبتا مه...

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

#روضه_شب_شهادت#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها⚫️ سلام به همه ی عزا...

< گله از یار دل آزار >ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط