{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزار سال به امّید تو توانم بود

هزار سال به امّید تو توانم بود
هر آن‌گهی که بیابم هنوز باشد زود

مرا وصال نباید همان امید خوشست
نه هر که رفت رسید و نه هر که کشت دِرود !

همیشه صید تو خواهم بُدن که چهره‌ی تو
نمودنی بنمود و ربودنی بربود


‌
#سنایی
دیدگاه ها (۱۲)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

مرد بی رحم

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۸: «راز ...

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط