#ارباب_من

#ارباب_من
#پارت_دو


پدرش گفت تو از الان باید بری دیگه عضو این خوانواده نیستی


ا/ت: منظورتون چیه پدر


تهیونگ نفسش وایساد و به پای ا/ت کوبید یعنی ساکت شو


ولی ا/ت گوش نکرد تا جایی که پدر عصبی شد و پرتش کرد از خونه بیرو


یون جو که دوست پسرش بود اومد دنبالشو بردش به خونه خودش و تا چندین ماه پیش خودش بود


اما یون جو رفتارش عوض شد
دیگه بهش اهمیت نمیداد و بی محلی میکرد و تا دیر وقت بیرون بود


ا/ت که بهش شک کرده بود یه روز رفت دنبالش


دید رفته تو هتل و وقتی رفت دید با یه دختره


با کلی التماس کارت اتاق گرفت و رفت با چیزی که دید خیلی ناراحت شد و قلبش شکست


یون جو وقتی فهمید ا/ت اونجا خواست حرسش در بیاره و دختره رو بو/&سید


ا/ت سریع با گریه رفت خونه یون جو و سایلش برداشت و رفت


یهو چند نفر کیسه ای روی سرش کشیدن و بردنش به یه عمارت


ا/ت جیغ میزد و میگفت ولش کنن تا وقتی که رئیسشون اومد و ا/ت خشکش زد


چون اون......


شرایط:

۱۰ ریکت

۱۰ ناشناس
https://abzarek.ir/service-p/msg/4836033

#اد_کوک
دیدگاه ها (۱)

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

عشق بی پایان

سناریو ران پارت ۲

سناریو سانزو پارت 5

سناریو کورو پارت یک

سناریو خط قرمز پارت ۳

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

سناریو بونتن پارت اخر

تکپارتی جونگ کوک

تک پارتی یوکیمیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط