{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا اینم اون چیزی کع خواستی

- بیا اینم اون چیزی کع خواستی
× دخار تو محشری منتها هرزم هستی
- هرزه بودن و نبودنم به خودم مربوطه و من خیلی بهتر از توع حسود و لاشیم فهمیدی
× با من درست حرف بزن
- اخ ببخشید رئیس یادم نبود شما خوشتون نمیاد بهتون بگن لاشیی ( ی اخرشو کشیدم تا حرصشو در بیارم . همه اینا نقشه بود تا ارشامو تحریک به حرف زدن کنم )
× توی عوضی ( اومد سمتمو یه کشیده خوابوند تو صورتم .. یه طرف صورتم داغ شد )
- ممنونم که باز ثابت کردی نمیشه دوست داشت
× چی .. تو منو دوست داری
- ارع اما فهمیدم لیاقتشو نداری ( راه افتادم بدم که دستمو گرف )
× وایسا من معذرت میخوام .. نمیخواستم اینجوری شه
- تو همیشه نمیخوای ولی باز همون کارو انجام میدی
× ببخش بهمو من واقعا دوست دارم ( بعدم همونطور که فک میکردم رفت سراغ الکلو هم برای خودش ریخ هم برای من .. من وانمود به خوردن میکردمو اون واقعا میخورد .. هی پشت سر هم میخورد قشنگ معلوم بود که مست شده .)
× من ..من ت تورو واقعا دوست دارم دختر جون ( اینو گف داشت میفتاد زمین که گرفتمشو گذاشتمش رو مبل )
- نه دوسم نداری اگه دوسم داشتی جا مدارکتو میگفتی مگه نمیگن که ادما به کسایی که دوسشون دارن همه چیشونو میگن
× اره .. میگم بت

بعدشم جای مدارکو گف توی کشوی دوم میزش یه کلیده با اون میتونم در اتاق مخفیشو باز کنم توی اون اتاق یه کمد هس کع رمزش تاریخ تولدمه مادرک اونجاس .. تمام این چیزایی که گفته بودو ضبط کردمو برای امیر فرستادم

پارت 8 نویسندهsa
دیدگاه ها (۰)

اومد سمتمو بغلم کرد و شروع کرد به بوسیدن گردنم باید طاقت میا...

سیلام بچه ها من برگشتم :)))ببخشید این مدت فعالیت نداشتم دارم...

بردن بهمو توی یه اتاق کوچیک ... داشتم دیونه میشدم حرفاش همش ...

رفتم خونم خسته بودم خیلی زیاد برا همون چن تا قرص باهم خوردمو...

🍄 زندگی با بودن تو قشنگ میشود 🍄 پارت 18فلش بک به شب‌منو لیا ...

سناریو:وقتی بهش میگی تو مثل داداشمی.چان: دستتو محکم میگیره:د...

پارت ۲۰ویو چویا :صبح:صبح که شد چشمام و باز کردم چشمام میسوخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط