صبح را
صبح را
زودتر از همہء گنجشڪ ها آغاز مےکنم،
بیدار مےشوم تا آشتے نسیم و
برگ درختان را تماشا کنم و
بہ همہء آنہایے کہ فراموش شده اند فکر کنم...
برمےخیزم تا دروازه هاے آسمان را
بہ روے پنجره هاے بستہء زندگے بگشایم!
هنوز امید در صبح هاے زمین قدم مےزند...
هنوز بوے خوشبختے را مےشود از گلوے گلدان ها بویید...
من پُر از سلام هاے تازه ام...
و تو پُر از دلیل هاے تازه...
" روزت بخیر دوست عزیزم "
زودتر از همہء گنجشڪ ها آغاز مےکنم،
بیدار مےشوم تا آشتے نسیم و
برگ درختان را تماشا کنم و
بہ همہء آنہایے کہ فراموش شده اند فکر کنم...
برمےخیزم تا دروازه هاے آسمان را
بہ روے پنجره هاے بستہء زندگے بگشایم!
هنوز امید در صبح هاے زمین قدم مےزند...
هنوز بوے خوشبختے را مےشود از گلوے گلدان ها بویید...
من پُر از سلام هاے تازه ام...
و تو پُر از دلیل هاے تازه...
" روزت بخیر دوست عزیزم "
- ۱.۳k
- ۲۱ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط