صبح را زودتر از همه گنجشک ها آغاز می کنم ...
صبح را زودتر از همه گنجشک ها آغاز می کنم ...
بیدار می شوم تا آشتی نسیم و برگ درختان را تماشا کنم و به همه آنهایی که فراموش شده اند فکر کنم ...
بر می خیزم تا دروازه های آسمان را به روی پنجره های بسته ی زندگی بگشایم ...
هنوز امید در صبح های زمین قدم میزند
هنوز بوی خوشبختی را می شود از گلوی گلدان ها بویید ...
من پر از سلامهای تازه ام ...
پگاه تان نیکو باد دوست مهربانم . .
بیدار می شوم تا آشتی نسیم و برگ درختان را تماشا کنم و به همه آنهایی که فراموش شده اند فکر کنم ...
بر می خیزم تا دروازه های آسمان را به روی پنجره های بسته ی زندگی بگشایم ...
هنوز امید در صبح های زمین قدم میزند
هنوز بوی خوشبختی را می شود از گلوی گلدان ها بویید ...
من پر از سلامهای تازه ام ...
پگاه تان نیکو باد دوست مهربانم . .
- ۸۵۷
- ۱۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط