{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عده ای به اصرار از چرچیل خواستند که سیاست را تعریف کند.

عده ای به اصرار از چرچیل خواستند که سیاست را تعریف کند.

چرچیل به ناچار دایره ای کشید و خروسی در آن انداخت و گفت:
خروس را بدون آنکه از دایره خارج شود بگیرید!
این عده هرچه تلاش کردند نتوانستند و خروس از دایره بیرون می رفت.

آخر از چرچیل خواستند که این کار را خود انجام دهد.
چرچیل خروسی دیگر کنار خروس اولی گذاشت و این دو شروع به جنگیدن کردند.
آنگاه چرچیل دو خروس را از گردن گرفت و بلند کرد و گفت:
این سیاست است!
دیدگاه ها (۱)

ابلیس

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃𝟹 | صدایی که پنهانش کرده بودکافه‌ی کوچکی نزدیک دان...

فصل دوم _ آمادگی برای ماموریت

پارت دوم:اولین قدمی که کمیل داخل شرکت گذاشت، با موجی از شلوغ...

پارت 4آت:من فردا قبل از شروع مسابقه میام. امشب دیگه نمی‌تونم...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

🧁 پارت دهم | یک آرزوی کوچکصبح روز بعد، لیانا طبق معمول زودتر...

رمان انفجار و امید

#in_your_eyespart_11۱ویو کایلاخونه از همون صبح شلوغ شده بودچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط