یکی
یکی
تعریف میکرد
رفته بودم مهمونی صاحب خونه یه سگ داشت به اسم جنی
رفتم روی صندلی نشستم
جنی هم رفت زیر همون صندلی دراز کشید
گلاب به روتون یه دفعه گوزم گرفت
با خودم گفتم اگه بگوزم صاحب خونه با خودش فکر میکنه حتما سگشه
یه خورده از گوزمو ول کردم
که صاحب خونه گفت جنی برو تو حیاط
اما سگش نرفت
منم با خیال راحت و با تمام قدرت گوزیدم
فکر میکنی صاحب خونه چی گفت؟
گفت :جنی حتما باید روت برینه پاشو برو بیرون دیگه
تعریف میکرد
رفته بودم مهمونی صاحب خونه یه سگ داشت به اسم جنی
رفتم روی صندلی نشستم
جنی هم رفت زیر همون صندلی دراز کشید
گلاب به روتون یه دفعه گوزم گرفت
با خودم گفتم اگه بگوزم صاحب خونه با خودش فکر میکنه حتما سگشه
یه خورده از گوزمو ول کردم
که صاحب خونه گفت جنی برو تو حیاط
اما سگش نرفت
منم با خیال راحت و با تمام قدرت گوزیدم
فکر میکنی صاحب خونه چی گفت؟
گفت :جنی حتما باید روت برینه پاشو برو بیرون دیگه
- ۶.۱k
- ۰۴ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط