{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞
PART⁸
(آرا+)(جانگ هوسوک–)(ناری÷)(کیم تهیونگ/)
آرا رسید به خانه اش و سریع تمام بیبی چک ها رو استفاده کرد و چیده بود روی تخت و بهشون خیره شده بود تا جواب رو ببینه بعد از 5 دقیقه بلاخره جواب ها شروع کردن به نمایان شدن...دو تا خط روی بیبی چک آرا تک تک جواب ها رو نگاه کرد و همش دوتا خط بود آرا لعنتی به خودش و هوسوک فرستاد که ناگهان صدای ناری رو شنید پس سریع روی تخت دراز کشید اما ناری متوجه شد داره چیزی رو مخفی می‌کنه.
÷آرا جونممممم!
+هی نارییییی اینجا چیکار می‌کنی؟
÷نمیتونم بیام خونه بهترین دوستم؟
+اوه البته ولی چطور اومدی داخل؟
÷هی فراموش کردی که کلید خونه همدیگه رو داریم؟چرا استرس داری؟داری چیزی رو مخفی میکنی؟هوم؟
ناری افتاد روی آرا و قلقلکش داد تا تکون بخوره و وقتی آرا تکون خورد یکی از بیبی چک ها رو بر داشت و نگاه کرد
÷دوتا خط؟تو بارداری؟پدر بچه کیه؟دوست پسر داشتی و به من نگفتی؟
+پدرش دوست پسرم نیست!رابطه ما یه شبه بود اونم اشتباه بود!
÷پس میدونی پدرش کیه؟دکتر رفتی؟
+باید قول بدی به هیچکس نمیگی پدرش کیه مخصوصاً سونوو!
÷اوکی بگو دختر جون به لبم کردی!
+جانگ هوسوک...
÷چی؟همون استاد جدیدت؟همونی که ازش متنفر بودی چون مشکوک بود؟
+آره(گریه)
÷هیششش،من پیشتم!پیش والدینت گفتی؟
+نه هنوز توی پاریس هستن.
÷هی میخوای باهم بریم دکتر؟
+آره،میدونی اون ازم خواست باهاش برم دکتر اما رد کردم چون میترسیدم بلایی سرم بیاره.
÷پس پاشو بریم.
«پرش زمانی در بیمارستان مامایی»
آرا و ناری نشسته بودن و منتظر بودن که صداشون بزنن همون لحظه هوسوک با یک دکتر داشت راه می‌رفت و اون دکتر کسی نبود جز تهیونگ،هوسوک با دیدن آرا نزدیکش رفت.
–تو اینجا چیکار میکنی؟
+به تو مربوط نیست!
–من پدر بچتم!
ناری یقه جانگ رو گرفت و چشم همه گشاد شد.
÷پس تو همون مرتیکه ای هستی که بهترین دوست منو باردار کرده و ولش کرده!
–من ولش کردم؟
+ناری ولش کن اون گفت مسئولیت کارش رو میپذیره.
ناری با عصبانیت جانگ رو ول کرد و تهیونگ اومد جلو
/خب پس شما کسی هستید که وارث هوسوک رو حمل میکنه،من تهیونگم دکتر و دوست صمیمی هوسوک،شما خیلی زیبایید و باید بهتون بگم خیلی بدشانسید که وارث این مرد لجباز و مرموز رو حمل میکنید
آرا می‌خنده و تهیونگ دست آرا رو میگیره و میبوسه.
–هی تهیونگ تو طرف منی یا اون؟
/معلومه طرفدار این خانم های زیبا.
+اوکی تو گفتی تهیونگ دکتره و من الان اینجام که دکتر معاینه ام کنه پس اگر میشه سریعتر کارمون رو انجام بدیم چون من عجله دارم!
«پرش زمانی اتاق تهیونگ»
هوسوک و ناری گوشه اتاق ایستاده بودن و نگران آرا بودن و تهیونگ مشغول انجام سونوگرافی شد.
/اوه بچه همین الان هم شروع به رشد کرده،و خیلی بزرگ شده فکر کنم هفته دیگه بشه ضربان قلبش رو شنید.
+ممنون.
/ناری شی میشه یه لحظه از اتاق بری بیرون تا من با این زوج خوشبخت حرف بزنم؟
+ما زوج نی...
هوسوک حرف آرا رو با اخم ساکت کرد و ناری از اتاق خارج شد.
/خب از اونجایی که راز ما و بچه درون شکمت رو میدونی باید غذاهای خیلی مقوی و مخصوصا قرص آهن بخوری چون این بچه خون زیادی ازت می‌کشه.
+باشه
/میخواید بچه رو نگه دارید؟
+–هنوز تصمیم نگرفتیم
/اوکی میتونید برید.
از اتاق خارج میشن و ناری سریع دست آرا رو میگیره و ازش می‌پرسه که تهیونگ چی گفته
÷چی گفت؟
+چیز مهمی نبود.
÷داری ازم مخفی می‌کنی؟
+نه فقط برای امنیت خودت بهت نمیگم.و اینکه ناری قول بده نباید هیچکس بفهمه من از استاد جانگ باردارم مخصوصاً سونوو!
÷اوکی ولی میتونم بپرسم چرا؟
+یادته وقتی سونوو شنیده بود که نینا توی مدرسه با دوست پسرش خوابیده روز بعد تمام مدرسه فهمیدن چون اون خیلی دهن لقه
÷آها اوکی،بیا بریم خونه
+تو برو من باید با استاد جانگ برم می‌خوام باهاش حرف بزنم
÷چی؟اوکی...فقط مواظب خودت باش
ناری رفت و آرا با جانگ سوار ماشین جانگ شدن و جانگ رفت به سمت بستنی فروشی
+برای چی اینجا؟
–گفتم شاید بستنی دوست داشته باشی
+آره دوست دارم
–چه طعمی میخوای؟
+یه اسکوپ وانیل و یه اسکوپ توت فرنگی
–اوکی
چند دقیقه بعد جانگ با دوتا بستنی اومد یکی برای آرا و یکی برای خودش و شروع کردن به خوردن
+تو چه طعمیه؟
–تریبل چاکلت و شکلات نعنایی!
+نعنا؟شنیدم مزه خمیر دندون میده.
–نه اتفاقا خیلی هم خوش مزه ست.میخوای امتحان کنی؟
+اوهوم
کمی از شکلات نعنایی میخوره.
–هوم با چیزی که فکرش رو میکردم خیلی فرق می‌کنه ولی سلیقه من نیست.
جانگ به لب های آرا خیره شده بود و می‌خواست ببوستشون و این کار رو کرد!

ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
دیدگاه ها (۴)

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART⁹...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART¹...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART⁷...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART⁶...

𝐕𝐚𝐦𝐩𝐢𝐫𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐭 𝐔𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐢𝐭𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐞𝐠𝐢𝐧𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐨𝐟 𝐚 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞PART⁴...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط