{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه ی ما

همه یِ ما
از یه سنی به بعد
دیگه بزرگ نشدیم
همه ی ما تو یه سنی درجـا میزنیم
شناسنامه امون میگه خیلی سال از بیستو چند سالگیمون میگذره اما دلمون میگه تو یه سنی خودمونُ جا گذاشتیم...
همه ی ما از یه سنی به بعد، دیگه بزرگ نشدیم
فقط پیر شدیم
از یه سنی به بعد فقط خاطره مرور کردیم
یه آهنگای خاصی رو "تنهایی" گوش دادیم و یه خیابونایی رو بدونِ دستایی که دستامونُ محکم بچسبه قدم زدیم
همه یِ ما تو یه سنی مات شدیم، یخ بستیم...
دیگه چشممون نه گذشته رو دید نه آینده
همه یِ ما از یه سنی به بعد دیگه
به شمعِ رویِ کیک تولدمون خیره شدیم که یه سال پیرترمون می کرد و دلمون پر کشید به همون سنی که توش منجمد شدیم...
همه ی ما
بعد از یه سن و سالی
دیگه "زندگی" نکردیم...
دیدگاه ها (۲۴)

سهم من از بی قراریه این همه قرار ، همان بی قراریستسهم من از ...

آرام جانم...در خاطرت بمانداینجا یک نفر هر روزبا خیالت نفس می...

بی تودر نخستین قدم های پاییزآه هایم سراسر زمستانند...مادرم م...

بگذار بگویند اسمش پاییز است..من می گویم مرثیه ی فصل هاست..سو...

فیک کوک دختر کوچولوی من پارت ۳۸

😂😂😂😂😂😂😂😂😂یه کلیپ نشونش دادن که دخترای کم سن و سال رو انداختن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط