{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار بگویند اسمش پاییز است

بگذار بگویند اسمش پاییز است..
من می گویم مرثیه ی فصل هاست..
سوگواری مهر برای رفتنت..
حتم داشتم با رفتنت برای جهان هم اتفاقی خواهد افتاد..
و افتاد..
پاییز شد..
اتفاقی بیشتر از پاییز میخواستی؟
آنقدر سرود تنهایی خواندم و بغض کردم
تا تابستان شرمنده و مهر عزادار شد...
چقدر زود همه چیز
به آخرش رسید
آخرین روز تابستان است
گوش بـده
صدای پای پاییز می آید
صدای پاییز امسال غمباراست
پاییز می آید
و نسیم محرم و داغ‌
حسین(ع) را باخود می آورد
و من... بازهم من با داغ رفتنت
میدانستم گوش فصل ها به قربان صدقه های درختان بدهکار نیست..
با برگهایشان گوش مهر را کر کردند..
اما مهر.. مثل من...
آنقدر برای رفتنت از درختان برگ زرد ریخت تا پاییز را مرثیه ی فصل ها کرد...
بیا!
تو اگر بیایی پاییز هم می رود..
با همه ی دلتنگی هایش..
بگذار برود...‌
آخر تو که نیستی نمیدانی این پاییز چه خون ها به جگر عاشقان کرده..
کاش توهم مثل من میدانستی
پاییز چیست..
دیدگاه ها (۲۰)

بی تودر نخستین قدم های پاییزآه هایم سراسر زمستانند...مادرم م...

همه یِ مااز یه سنی به بعددیگه بزرگ نشدیمهمه ی ما تو یه سنی د...

یک عده را جمع کرده ایم دور و برِ خودمان ، که بگوییم و بخندیم...

یادت باشد همه ی زندگی من نگاه اسمانی تو بود . . .یادت باشد ر...

"رقابت مرگبار در بهشت"هواسنگین بود،جنگل اسرارآمیز باهرقدم ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط