{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
کودکی‌ام نشسته بود روی سه‌چرخه شیطنت می‌کرد بوق می‌زد دلخوش بودم به بودنش! یهویی حواسم پرت شد، رکاب زد و دور شد. آنقدر تند و سریع از من دور شد که من به گرد پایش هم نرسیدم کاش کسی چرخ‌های سه‌چرخه‌اش را پنچر می‌کرد. کاش می‌ایستاد تا کمی نفس تازه کند. کودکی که هیچ‌گاه خسته نمی‌شود، هیچ‌گاه متوقف نمی‌شود.
دیدگاه ها (۳)

کاش کلاس اولی بودم🙏 دلم ❤ تنگ شده واسه وقتی کلاس اول بودم، و...

و هیچکسِ دیگری وجود نداشت!و آدمی هر آنچه با دیگران کرد به خو...

کاش زندگی از آخر به اول بود...پیر به دنیا می آمدیم...آنگاه د...

🔸 ..حتی اگر با من حرفی نداری باز هم با من حرف بزن. مثلا بگو ...

جنگل نفرین شده پارت ۱

وارث سایه ها

جنگل نفرین شده پارت ۲

سناریو

یوکی با آن نگاه شیطنت‌آمیزش چند ثانیه به سانمی خیره ماند.سان...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۶ چند روز از اعتراف چانگبین و جونگین ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p80محکم...اما نه اون‌قدر که درد بگیره.نی...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۹بعد از اعتراف ، رابطه‌ی هان و مینهو ...

پرسه در جنگل... کوک از کنار ات رد شد.کوک: دنبالم بیا.ات با ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط