پارت انتخاب من
پارت۶. انتخاب من
٬جلوتر جلوی در اصلی بزار.سرد
سرشو تکون داد تاریک بود چراغی روشن نبود قدم های اروم برمیداشت هرجا رو که نگاه میکرد دوربین بود چخبره این همه دوربین سکوت مرگباری فرا گرفته بود باد میزد و درختارو تکون میداد و جز صدای خش خش برگا و صدای پارس سگ که ته عمارت بودن نمیومد به در بزرگی رسید پلاستیک جلوی در گزاشت برگشت تا زودتر برگرده خونه که صدای شبیه فریاد شنید صدا از پشت درخت و بوته های کنار در میومد دید کسی نیست بوته هارو کنار زد و ازشون رد شد یه در زیرزمینی فلزی بود صدا از اینجا اومد؟ اونور تر یه پنجره کوچیک بود که نور زده بود بیرون سمت پنجره رفت اما چون پایین بود روی زانوهاش نشست و نگاهی به داخل انداخت بخاطر پرده فقط گوشه ای رو میدید خبری نبود پس بیخیال شد بره یهو کسی محکم خورد به دیوار و روی زمین پخش شد همه جاش خونی مالی بود و زخمی از دیدن همچین چیزی وحشت کرد یهو طرف شروع کرد خون بالا اوردن ناخوداگاه بلند شد و در زیرزمین باز کرد یهو دید چندتا اصلحه طرفشه.....
؟تو کی هستی
دستش اورد بالا قلبش از شدت ترس میلرزید با دیدن اون فرد گوشه اتاق خودشو بهش رسوند
؟هوی مگه با تو نیستم
پیراهنشو پاره کرد که با زخم عمیق چاقو مواجه شد اونقدر عمیق بود که میتونست باعث بشه بمیره
_نیاز به باند.. الکل و سوزن دارم
به پشت برگشت و به یکیشون که انگار رئیس بود نگاه کرد با خشم به دختر زل زده بود یکی از کسایی که اسلحه سمتش گرفته بود تند به طرفش اومد و اسلحه رو روی سرش گزاشت
؟گفتم تو کی هستی عوضی چطور اومدی اینجا
اب دهنشو قورت داد صدای بالا اوردن خون ازش مرده بلند شد به طرفش خیز برداشت که همون پسره از سویشرتش گرفت و بلندش کرد خواست چیزی بگه که با صدای رئیسشون متوقف شد
؟صبرکن...بزار درمانش کنه
؟ولی اون........
؟ما به مرده اون مردتیکه نیازی نداریم بجنب وسایلی که گفت بیار
با عصبانیت به دختر نگاه کرد سویشرتشو ول کرد و رفت بیرون..برگشت سمت مرده پیراهنشو دراورد و یه تیکه شو مثل پارچه کرد و از جیبش نمک دراورد و توی پارچه ریخت بعد گذاشت توی دهنش که پر از خون بود دستاش خونی شد رئیسشون به طرفش اومد
؟مطمئنی بلدی باید زنده نگهش داری
_خون زیادی از دست داده من نهایتن میتونم کاری کنم الان نمیره
؟منو مسخره کردی اون باید زنده بمونه
_اگه میخوای زنده بمونه باید ببریش بیمارستان...
عصبی دستشو گرفت و بلدش کرد و به خودش نزدیک کرد که باهم چشم تو چشم شدن
؟اگه اون زنده نمونه توهم باهاش میمیری پس زنده نگهش دار. جدی
با اومدن یکی از افرادش ولش کرد وسایل گرفت و نشست با الکل شروع کرد زخمشو تمیز کرد که از درد به خودش میپیچید...دستاش از شدت استرس میلرزید سوزن برداشت و زخمشو دوزید طوری که خونریزش بند اومد یهو بیهوش شد پارچه رو از دهنش برداشت دیگه خون بالا نمیاورد باند و برداشت و زخمشو پوشوند
افرادش دهن باز کرد
؟زنده میمونه دیگه
_فعلا اره ولی باید بره بیمارستان خون زیادی از دست داده
؟بیمارستان مگه تو دکتر نیستی لعنتی
_من فقط کاراموزم ممکنه دوباره خونریزی کنه نیاز به عمل داره
؟لعنتی این چی زر زر میکنه
_باید زنگ بزنین انبولانس
؟این عوضی....
رئیسشون جلوشو گرفت
؟اون مرتیکه رو ببرین توی اتاق این دزد دکترمونم میمونه همینجا
خواست بره بیرون
_چی من باید برم
یهو افرادی دستاشو از پشت گرفتن و مانع رفتنش شدن
_ولم کنین اهای باشماهام میدونین کشتن یک نفر چه حکمی داره
؟میبینم وکیلم هستی
به افرادش علامت داد
_اه.....
با خوردن اسلحه به گردنش بیهوش شد و افتاد زمین
؟دستاشو قفل کنین همینجا میمونه سئوجونگ دنبالم بیا
از زیرزمین اومد بیرون و افرادش دنبالش
جونکوک:این دختره چجوری اومده تو عمارت من دلیلشو بفهم و درموردش تحقیق کن ببین کیه این مرتیکه باید زنده بمونه
*باشه با دختره چیکار میکنی
جونکوک:فعلا مهمونمونه تا ببینیم چی میشه
*میکشیش؟
جونکوک:زنده مردش چه فرقی داره........
.
٬جلوتر جلوی در اصلی بزار.سرد
سرشو تکون داد تاریک بود چراغی روشن نبود قدم های اروم برمیداشت هرجا رو که نگاه میکرد دوربین بود چخبره این همه دوربین سکوت مرگباری فرا گرفته بود باد میزد و درختارو تکون میداد و جز صدای خش خش برگا و صدای پارس سگ که ته عمارت بودن نمیومد به در بزرگی رسید پلاستیک جلوی در گزاشت برگشت تا زودتر برگرده خونه که صدای شبیه فریاد شنید صدا از پشت درخت و بوته های کنار در میومد دید کسی نیست بوته هارو کنار زد و ازشون رد شد یه در زیرزمینی فلزی بود صدا از اینجا اومد؟ اونور تر یه پنجره کوچیک بود که نور زده بود بیرون سمت پنجره رفت اما چون پایین بود روی زانوهاش نشست و نگاهی به داخل انداخت بخاطر پرده فقط گوشه ای رو میدید خبری نبود پس بیخیال شد بره یهو کسی محکم خورد به دیوار و روی زمین پخش شد همه جاش خونی مالی بود و زخمی از دیدن همچین چیزی وحشت کرد یهو طرف شروع کرد خون بالا اوردن ناخوداگاه بلند شد و در زیرزمین باز کرد یهو دید چندتا اصلحه طرفشه.....
؟تو کی هستی
دستش اورد بالا قلبش از شدت ترس میلرزید با دیدن اون فرد گوشه اتاق خودشو بهش رسوند
؟هوی مگه با تو نیستم
پیراهنشو پاره کرد که با زخم عمیق چاقو مواجه شد اونقدر عمیق بود که میتونست باعث بشه بمیره
_نیاز به باند.. الکل و سوزن دارم
به پشت برگشت و به یکیشون که انگار رئیس بود نگاه کرد با خشم به دختر زل زده بود یکی از کسایی که اسلحه سمتش گرفته بود تند به طرفش اومد و اسلحه رو روی سرش گزاشت
؟گفتم تو کی هستی عوضی چطور اومدی اینجا
اب دهنشو قورت داد صدای بالا اوردن خون ازش مرده بلند شد به طرفش خیز برداشت که همون پسره از سویشرتش گرفت و بلندش کرد خواست چیزی بگه که با صدای رئیسشون متوقف شد
؟صبرکن...بزار درمانش کنه
؟ولی اون........
؟ما به مرده اون مردتیکه نیازی نداریم بجنب وسایلی که گفت بیار
با عصبانیت به دختر نگاه کرد سویشرتشو ول کرد و رفت بیرون..برگشت سمت مرده پیراهنشو دراورد و یه تیکه شو مثل پارچه کرد و از جیبش نمک دراورد و توی پارچه ریخت بعد گذاشت توی دهنش که پر از خون بود دستاش خونی شد رئیسشون به طرفش اومد
؟مطمئنی بلدی باید زنده نگهش داری
_خون زیادی از دست داده من نهایتن میتونم کاری کنم الان نمیره
؟منو مسخره کردی اون باید زنده بمونه
_اگه میخوای زنده بمونه باید ببریش بیمارستان...
عصبی دستشو گرفت و بلدش کرد و به خودش نزدیک کرد که باهم چشم تو چشم شدن
؟اگه اون زنده نمونه توهم باهاش میمیری پس زنده نگهش دار. جدی
با اومدن یکی از افرادش ولش کرد وسایل گرفت و نشست با الکل شروع کرد زخمشو تمیز کرد که از درد به خودش میپیچید...دستاش از شدت استرس میلرزید سوزن برداشت و زخمشو دوزید طوری که خونریزش بند اومد یهو بیهوش شد پارچه رو از دهنش برداشت دیگه خون بالا نمیاورد باند و برداشت و زخمشو پوشوند
افرادش دهن باز کرد
؟زنده میمونه دیگه
_فعلا اره ولی باید بره بیمارستان خون زیادی از دست داده
؟بیمارستان مگه تو دکتر نیستی لعنتی
_من فقط کاراموزم ممکنه دوباره خونریزی کنه نیاز به عمل داره
؟لعنتی این چی زر زر میکنه
_باید زنگ بزنین انبولانس
؟این عوضی....
رئیسشون جلوشو گرفت
؟اون مرتیکه رو ببرین توی اتاق این دزد دکترمونم میمونه همینجا
خواست بره بیرون
_چی من باید برم
یهو افرادی دستاشو از پشت گرفتن و مانع رفتنش شدن
_ولم کنین اهای باشماهام میدونین کشتن یک نفر چه حکمی داره
؟میبینم وکیلم هستی
به افرادش علامت داد
_اه.....
با خوردن اسلحه به گردنش بیهوش شد و افتاد زمین
؟دستاشو قفل کنین همینجا میمونه سئوجونگ دنبالم بیا
از زیرزمین اومد بیرون و افرادش دنبالش
جونکوک:این دختره چجوری اومده تو عمارت من دلیلشو بفهم و درموردش تحقیق کن ببین کیه این مرتیکه باید زنده بمونه
*باشه با دختره چیکار میکنی
جونکوک:فعلا مهمونمونه تا ببینیم چی میشه
*میکشیش؟
جونکوک:زنده مردش چه فرقی داره........
.
- ۱۲۵
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط