{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تهیونگ: هییقق من چمیدونمم هییقق

تهیونگ: هییقق من چمیدونمم هییقق

جئون: چرا.. چرا از یه دوقطبی خوشت میاد؟

تهیونگ یکم آروم تر شد و نفس عمیقی کشید و گفت

تهیونگ: از پارسال که برای اولین بار هیق اومدی داخل کافه هیق ازت خوشم میومد

جئون: این فقط یه کراشه درضمن تو باید از من متنفر باشی این همه عذابت دادم

تهیونگ دوباره گریه اش اوج گرفت و گفت

تهیونگ: ازت متنفر باشمم هیییققققق؟

جئون: آره

تهیونگ: از پارسال تا خود امروز هر لحظه دارم بهت فکر میکنم هییقق

تهیونگ: هر وقت که ناراحت بودم به تو که فکر میکردم هییقق حالم خوب میشد

جئون دستش رو روی پیشونی تهیونگ گذاشت و بعدش گفت

جئون: حالت خوبه؟

تهیونگ عصبی شد و شدت گریه اش بیشتر شد و محکم به بازوی جئون زد و گفت

تهیونگ: .......
دیدگاه ها (۲)

#امگای_سرکش Part:17شوگا: یه کوچولو بازی کردم باهاش همینجئون:...

#امگای_سرکش Part:16جئون نزدیک تهیونگ رفت و سرش رو ناز کرد و ...

#امگای_سرکش Part:11تهیونگ: پاستاجئون: آهاا خوبهه از چه غذایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط