عشقممنوعه

#عشق_ممنوعه
#پارت_۴۱

که جک هم پشت سرش راه افتاد و شایان ارنجمو گرفت و به راهرو هدایت کرد
اونقدر محکم آرنج رو گرفته بود که شک نداشتم جاش قرمز میشد

_اخ دردم گرفت شایان چته

_بایدم دردت بگیره
هلن من ببین با هیچکدوم از پسرعمو هام گرم نمیگیری فهمیدی؟

_چیشد غیرتی شدی؟

_هلن دیوونم نکن هرچی میگم بگو چشم

_چشم

_وقتی حرف گوش میدی خیلی خوردنی میشی

قرمز شدم و مات و مبهوت به شایان که لپامو می‌کشید و از کنارم رد میشد نگاه کردم ..
دیدگاه ها (۷)

#عشق_ممنوعه#پارت_۴۲بعد از برش دادن کیک و پخش کردنش بین بقیه ...

#عشق_ممنوعه#پارت_۴۳به سمتم اومد و خودشو انداخت روم و دوتا دس...

#عشق_ممنوعه #پارت_۴۰ تو همین فکرا بودم که شایان اومد و کنارم...

#عشق_ممنوعه #پارت_۳۹ بعد پاشد و رفت بیرون بعد از یکمی دیگه ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط