نیمههای گمشده 🫂🩵
نیمههای گمشده 🫂🩵
پارت۱۹
از زبان: نویسنده ✍️(بازم چاتی پاتی دست به قلم شد چون نویسنده ایده نداشت🗿🎀)
شینوبو:*لبخند زد.* خب...پس بیاید داخل. غذا هم الان آمادهست.🙂
نزوکو: یییییییییییی!😀🍚
یویچیرو:*آروم به نزوکو نگاه کرد.*
یویچیرو: ...واقعا این همه ذوق برای غذا لازمه؟🗿
نزوکو: معلومه که آره!😀🎀
مویچیرو:*آروم خندید.*
یویچیرو:*به مویچیرو نگاه کرد.* ...باز خندیدی.
مویچیرو: ...شاید کنار شماها خندیدن راحتتره.
یویچیرو:*لبخند خیلی کوچیکی زد.*
[همه وارد عمارت پروانه شدن.🌸]
(چند دقیقه بعد...)
[داخل سالن غذاخوری🍚]
تانجیرو:*با دیدن مویچیرو و یویچیرو، چند لحظه مات موند.*
تانجیرو: هه...؟! دوتا توکیتو-سان؟!😨
زنیتسو: آآآآآآآ! چشمام دوتا میبینه!😭💔
اینوسکه:*به یویچیرو اشاره کرد.* یکیشون تقلبیه!🗿💥
یویچیرو: ...کیو گفتی تقلبی؟🗿
اینوسکه: خودتو!🗿
تانجیرو: نه نه! اینا برادرن!😀
زنیتسو: اوه...پس واسه همین انقدر شبیهن...🗿
نزوکو:*بدون توجه به بقیه، نشست جلوی غذا.*
نزوکو: بالاخرههههه!😀🍚
شینوبو:*با خنده سرش رو تکون داد.* نزوکو-چان حتی یه ثانیه هم غذا رو فراموش نمیکنه.
همه:*خندیدن.*
ادامه دارد...😀🎀
نویسنده ✍️:خوووووو🥹🩵بالاخره تانجیرو، زنیتسو و اینوسکه هم یویچیرو رو دیدن😂🎀به نظرتون اینوسکه بالاخره قبول میکنه اینا داداشن یا هنوز فکر میکنه یکیشون تقلبیه؟🗿💥نظرتون؟🤓🎀تو کامنت بگینننن🎀کامنت رو خالی نزاریددددددد🥲💖
پارت۱۹
از زبان: نویسنده ✍️(بازم چاتی پاتی دست به قلم شد چون نویسنده ایده نداشت🗿🎀)
شینوبو:*لبخند زد.* خب...پس بیاید داخل. غذا هم الان آمادهست.🙂
نزوکو: یییییییییییی!😀🍚
یویچیرو:*آروم به نزوکو نگاه کرد.*
یویچیرو: ...واقعا این همه ذوق برای غذا لازمه؟🗿
نزوکو: معلومه که آره!😀🎀
مویچیرو:*آروم خندید.*
یویچیرو:*به مویچیرو نگاه کرد.* ...باز خندیدی.
مویچیرو: ...شاید کنار شماها خندیدن راحتتره.
یویچیرو:*لبخند خیلی کوچیکی زد.*
[همه وارد عمارت پروانه شدن.🌸]
(چند دقیقه بعد...)
[داخل سالن غذاخوری🍚]
تانجیرو:*با دیدن مویچیرو و یویچیرو، چند لحظه مات موند.*
تانجیرو: هه...؟! دوتا توکیتو-سان؟!😨
زنیتسو: آآآآآآآ! چشمام دوتا میبینه!😭💔
اینوسکه:*به یویچیرو اشاره کرد.* یکیشون تقلبیه!🗿💥
یویچیرو: ...کیو گفتی تقلبی؟🗿
اینوسکه: خودتو!🗿
تانجیرو: نه نه! اینا برادرن!😀
زنیتسو: اوه...پس واسه همین انقدر شبیهن...🗿
نزوکو:*بدون توجه به بقیه، نشست جلوی غذا.*
نزوکو: بالاخرههههه!😀🍚
شینوبو:*با خنده سرش رو تکون داد.* نزوکو-چان حتی یه ثانیه هم غذا رو فراموش نمیکنه.
همه:*خندیدن.*
ادامه دارد...😀🎀
نویسنده ✍️:خوووووو🥹🩵بالاخره تانجیرو، زنیتسو و اینوسکه هم یویچیرو رو دیدن😂🎀به نظرتون اینوسکه بالاخره قبول میکنه اینا داداشن یا هنوز فکر میکنه یکیشون تقلبیه؟🗿💥نظرتون؟🤓🎀تو کامنت بگینننن🎀کامنت رو خالی نزاریددددددد🥲💖
- ۲۶۹
- ۰۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط