{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از اینکه شب بخوابم ُ صبح پا نشم میترسم

من از اینکه شب بخوابم ُ صبح پا نشم میترسم









بغلم کن...






از اینکه اونقدر بزرگ شم که تو آغوشت جا نشم میترسم





بغلم کن...






اینجا هوا خیلی سرده، شانسِ پشتشو بهم کرده





شبام درگیرِ سردرده








بغلم کن...





من از اینکه از عشقت دلسرد شم






مثلِ بقیه ی آدما نامرد شم





تفِ سر بالای بی بر و برگرد شم میترسم






بغلم کن...





میدونم هر چی که خواستی نشدم






اونی که بتونی بهش تکیه کنی ُ واستی نشدم








آدمی که همیشه میخواستی نشدم






بغلم کن مادر...
دیدگاه ها (۱)

من از اینکه شب بخوابم و صبح پانشم میترسمبغلم کنازاینکه اونقد...

بازم سیزدهمه نامرد اومدم پیشت شلوغه انگار پنج شنبه شدهچیزی ک...

فیک عشق مافیایی پارت ۶

تکپارتی موزیکال بدون شخصیت

(زمان حال) همونجور تو فکر گذشته بودم و اشک میریختم که دستی د...

رمان شیطنت در راه عشق پارت_۵۲یهو همه خاموش شدن ولی انگار هنو...

بعد سالهاااا بریم پارت جدیددددزمان حال) همونجور تو فکر گذشته...

فیک ازدواج اجباری پارت ۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط