{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش الان پیشم بودی ...

کاش الان پیشم بودی ...
تو واسم میرقصیدی و
من زار زار گریه میکردم ...
دیدگاه ها (۳)

اونجایی که شاملو میگه: "چه بگویم ...؟ سخنی نیست" دقیقا همونج...

وسط آشپزخانهفهمید آمدمبرگشت نگاهم کرد و دوباره مشغولغذا را ه...

نشسته بودم روبروش و به زُلفای فِرفِریش نگا میکردم ...بهش گفت...

شنیدم تو از خونه بیرون میایدرختای تجریش حظ میکنن...تو که ساک...

از فاصله بینمون متنفرمکاش بودی همین الان بغلت میکردم.

کاشکی الان پیشم بودی جئون ...........

فقط وقتی چشماش رو میبینم گریه یم میگیره اگه مامانم خونه نبود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط