{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست هایت را می گیرم

دست هایت را می گیرم
و باهم
 به شلوغترین جایی که می شناسم می رویم
میان اینهمه آدم،
که هیچکدام
روزشان را با بوسه آغاز نکرده اند
در آغوش می گیرمت
می بوسمت...
خدا را چه دیدی
شاید دیوانگی مان مسری باشد..!

#صفا_سلدوزی
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟎...شوتو دستش را از ر...

فصل هفتم — برای نجات تو می‌آیمهردین داخل خودرو نشسته بود که ...

انتطار داشت مرد دستاشو از وسط بشونه و تیکه تیکه کنه اما با و...

دست هایت را می گیرمو باهم به شلوغترین جایی که می شناسم می رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط