{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرمنده ام که حرف دو پهلو نمی زنم

شرمنده ام که حرف دو پهلو نمی زنم

رک گفته ام که پیش تو، زانو نمی زنم


من یک ستاره ام ولی از بس که خسته ام

بی التماس چشم تو سوسو نمی زنم


«پا» روی آب می زنم و غرق می شوم

اما به سوی خاک تو «پارو» نمی زنم


من بامداد «چشم» تو را رسم می کنم

مانند تو مداد به «ابرو» نمی زنم


مانند گردباد که سلطان بادهاست

حرف تو را بدون هیاهو نمی زنم


سوگند می خورم به تو که قبله ام ..

من سجده جز به سوی فراسو نمی زنم
...

من «جار» می زنم که تو را دوست داشتم

اما برای قافیه، «جارو» نمی زنم


هر قدر هم که شعر مرا کهنه تر کند

من دست رد به سینه ی آهو نمی زنم


زنگین و بی اراده و بی استفاده ام

با تیغ کهنه ی سخنم «مو» نمی زنم
دیدگاه ها (۱۲)

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

‌˼ بِسۡـم‌ِرَب‌ِالْحُ‌ـسِی‍ـنۡ...˹🤍🕊️ ...

شاهکاری به نام دروغ

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط