{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season¹
PART¹⁷

(نایون+)(جونگکوک–)
بعد از چند مین بلاخره رسیدن خونه و نایون پیاده شد و میخواست خریداش رو از جونگکوک بگیره ولی جونگکوک نزاشت
–خودم میارمشون برو اتاقت
+ولی خسته شدی!
–خسته؟برای تو؟هرگز
نایون خندید و تسلیم شد و به سمت داخل راه افتاد ولی از حرکت جونگکوک کمی ذوق زده شده بود و گونه هاش گلگون شدن...وقتی وارد خونه شدن،خونه تاریک بود و والدینشون نبودن که یه پیام برای جونگکوک اومد
=جونگکوک یه کار اضطراری برای شعبه مون توی آلمان پیش اومده و ما مستقیم رفتیم به سمت فرودگاه...جلسه فردا رو خودت تنها برو مطمئنم از پسش برمیای و خونه رو نترکونید و مواظب نایون هم باش
جونگکوک در جواب فقط تایپ کرد
–بله پدر
و بعد گوشیش رو خاموش کرد و داخل جیبش گذاشت
–مثل اینکه چندروز تنهاییم...
+چی چرا؟
–یه کار اضطراری پیش اومده و رفتن آلمان
+هوم،خوبه...
جونگکوک از موقعیت استفاده کرد و از اونجایی که الان نیازی به مخفی کاری نبود سعی کرد مثل یه بچه ناز به نایون نگاه کنه تا نتونه بهش جواب رد بده و شروع کرد به گفتن درخواستش
–از اونجایی که اینجا نیستن...میتونیم یه کم آزاد باشیم پس میتونم شبا کنارت بخوابم و یا توی خونه بغلت کنم و ببـ‌وسمت؟
نایون نگاه جونگکوک رو دید و میخواست جواب مثبت بده اما حالت جدی به خودش گرفت
+اونطوری نگام نکن!بازم باید محتاط باشیم معلوم نیست کی برگردن
–قول میدم حواسم جمع باشه،لطفا؟
+مثل یه بچه دو ساله ای!
–این یعنی آره؟
+چی؟نه من که این رو نگفتم!
–پس من به عنوان آره قبولش میکنم!
+جونگکوک!
جونگکوک اهمیتی نداد و با خریدا رفت به سمت اتاق نایون تا بزارتشون توی اتاقش و نایون پشت سرش درمورد درخواست جونگکوک مخالفت میکرد اما جونگکوک کار خودش رو میکرد...نایون بلاخره توی اتاقش به جونگکوک رسید
+خیلی لجبازی!
–نه به اندازه تو...قبول کن دیگه؟دلت میاد دل من رو بشکنی؟
جونگکوک خریدا رو وسط اتاق گذاشت و دوباره با اون نگاهی که نایون رو سست میکرد به چشمای نایون خیره شد و باعث شد نایون بخنده
+بهت گفتم اونطوری نگام نکن
–هوم؟قول میدم مراقب باشم و اگر اونا رسیدن سریع ازت فاصله بگیرم
+وقتی انقدر لجبازی و اونطوری بهم نگاه می‌کنی نمیتونم مقاومت کنم...باشه ولی قول دادیا!میدونی که اگر لو بریم به ضرر هردومونه!
جونگکوک از اینکه نایون قبول کرده خوشحال شد و بغلش می‌کنه!
–عاشقتم!
نایون هم متقابلاً بغلش می‌کنه و بعد که جونگکوک عقب کشید به خریدا نگاه می‌کنه
+چندتا اضافه تره...من یادم نمیاد اونا رو خریده باشم
به چندتا از خریدا اشاره می‌کنه
–اوه اونا؟توی مرکز خرید دیدمشون و ازشون خوشم اومد برات خریدم...
+جدییییی؟
نایون سریع به سمت چیزهایی رفت که جونگکوک خریده بود و همشون رو باز میکرد و میدید...اولین چیزی که برداشت به گردنبند پرنسسی بوددد رفت جلوی آینه و گردنبند رو جلوی گردنش گرفت و با ذوق برگشت و به جونگکوک نگاه کرد
+واییییی!خیلی نازههههه!
جونگکوک از ذوق نایون لبخند زد و به سمتش رفت و گردنبند رو از نایون گرفت و بعد از باز کردن قفلش اون رو انداخت دور گردن نایون و قفلش رو بست و از توی آینه به نایون نگاه کرد
+وایییی...خیلی دوستش دارم!خیلی نازه
جونگکوک بـ‌وسه ای به شونه نایون زد و گفت
–تو خوشگلی وگرنه این گردنبند بدون زیبایی تو هیچه
نایون با خنده و خجالت گفت
+لوسم نکن!
–نمیشه...وقتی لوست میکنم خیلی ناز تر میشی
نایون دوباره خندید و برگشت سمت خریدا و نوبتی همشون رو میدید...شاید تعدادشون زیاد نبود اما نایون با باز کردن بسته های هر کدومشون بیشتر ذوق زده میشد...وقتی دومی رو باز کرد دوتا عروسک بامزه با موهای بلوند بودن و عروسکا رو قشنگ نگاه کرد و بعد محکم بغلشون کرد و به جونگکوک نگاه کرد
–چون شبیهت بودن خریدمشون...دوستشون داری؟
+خیلی زیادددددددد!
نایون عروسک ها رو یه لحظه‌ دیگه نگاه کرد و گذاشت کنار و رفت سراغ خرید بعدی که به کمی سنگین تر بود...وقتی درش آورد و در جعبه اش رو باز کرد با دیدن چیزی که توی جعبه بود شوکه شد...یه پک آرایشی که وایب وینتج و پرنسسی میداد
–بدون آرایش خوشگلتری اما دیده بودم یه پوست مربوط به این محصول رو لایک کرده بودی
+خیلی بی‌شعوری...الانه که از خوشگلیشون همینجا بمـ‌یرم!چرا انقدر جنتلمنی؟
جونگکوک خندید... بلاخره نایون همه خریدا رو دید و بعد از اینکه همه چیز رو جمع کرد با ذوق برگشت سمت جونگکوک و محکم بغلش کرد...

ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
15 لایک🪷
10 بازنشر🌷
2 فالو✨
ــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۳)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹⁶(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹⁵(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹¹(نایون+...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART¹³(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط