سکوت کمر فکرم را شکست...
سکوت کمر فکرم را شکست...
خسته ام...
از تظاهر به خندیدن...به بودن...به صبر...به ایستادگی...
کاش می شد به عزراییل رشوه داد...
اینجا!!!
در این سرزمین خاکی،پر است از آدم هایی که مرا نمیفهمند...فقط ترجمه ام میکنند...آن هم به زبان خودشان...
خسته ام...
خسته ام...
از تظاهر به خندیدن...به بودن...به صبر...به ایستادگی...
کاش می شد به عزراییل رشوه داد...
اینجا!!!
در این سرزمین خاکی،پر است از آدم هایی که مرا نمیفهمند...فقط ترجمه ام میکنند...آن هم به زبان خودشان...
خسته ام...
- ۷۳۹
- ۰۱ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط