{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گونه های تر من دست کسی را حس کرد. یک نفر نام مرا زیبا بر

گونه های تر من دست کسی را حس کرد. یک نفر نام مرا زیبا برد و به اندازه قلبم دل او نیز تپید. شب سردیست و من با دل سرد به خود میگویم:خبری نیست. بخواب باز هم خواب محبت دیدی!
دیدگاه ها (۱)

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت نــوزدهــم 𓆪 🖤🥀یون برای چند ثانیه هیچ حرفی نز...

سناریو:وقتی تو خواب گریه میکردی و...مکنه لاین]جیمین:تو خواب ...

گاهی وقت‌ها باید با خدا این‌گونه نجوا کرد...خدایا... تو غیر ...

سناریو جدید

ادامهانیا:باش خوش بگذره ویو انیا رفتم خونه و لباس عوض کردم و...

P2صبح روز بعد، طناز با صدای چند ماشین از خواب پرید.از پنجره ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۴‌آنیا لرزش دست‌هایش...

فصل پنجم: یخ‌های در حالِ ذوبصبح که شد، نورِ ملایمِ خورشید از...

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط