Part7
Part7
عشق به طعم درد
و یکی از خوردهاش به پام رفت باپای لنگو روی مبل نشستم که شیدا با لوازم پانسمان امد طرفم
همنجور که پامو پانسمان میکرد وغر میزد خیره شده بود بهش صورت بی نقصی داشت شیرین دوست داشتنی اولین کسی بود که وارد قلب سنگی من شد
اولین کسی که من اروم میکرد و عاشقانه منو پرستش میکرد
_کارت تموم شد عشقم
-اره بزار سفتش کنم
بعد اینکه پانسمان سفت کرد به بغلم اشاره کردم که نشست پیشم و تو بغلم ولو شدم و موهاشو تا عمق وجودم بو میکردم
_لعنتی از بوت سیر نمشم چرا تو اینقدر دیوونه میکنی
از اون خنده هایی ریز دلبرونه کرد که دلم براش غش کرد
_من بخاطر تو شیدا همه کار کردم از اون ادم بی رحم خلافکار شدم کسی که خمار یک نگاه ازته
-من عاشق این بهتینم نه اونی که قبلا بودی من بهتین بی رحم نمخوام سنگدل نمخوام تو الان میخوام که هروقت نگات میکنم تو دلم قربوت قد بالات برم
اینو که گفت ل.ب.ا.شو شکار کردم....
#فلش.حال
به عکس هامو نگاه میکرد وارد اتاقمون شدم و لباس هاشو یکی یکی بو میکردم لباس دخترم شبنم کسی که وجودش تو زندگی منو شیدا مثل یک رویا بود که زود دوتایشون از دست دادم
شاید کارما داشت تلافی کار هایی قبلمو میداد همنجور که خودم
خانواده خیلی از بچه هارو گرفتم اونم زندگی منو گرفت ولی منو تبدیل کرد
به یک گرگ گرسنه که الان دنباله شکاره
یهویی یاد اون دختره افتادم و حوصله ام سر رفته بود و خوب بود تا موقع شکارش یکم اذیتش میکردم
عشق به طعم درد
و یکی از خوردهاش به پام رفت باپای لنگو روی مبل نشستم که شیدا با لوازم پانسمان امد طرفم
همنجور که پامو پانسمان میکرد وغر میزد خیره شده بود بهش صورت بی نقصی داشت شیرین دوست داشتنی اولین کسی بود که وارد قلب سنگی من شد
اولین کسی که من اروم میکرد و عاشقانه منو پرستش میکرد
_کارت تموم شد عشقم
-اره بزار سفتش کنم
بعد اینکه پانسمان سفت کرد به بغلم اشاره کردم که نشست پیشم و تو بغلم ولو شدم و موهاشو تا عمق وجودم بو میکردم
_لعنتی از بوت سیر نمشم چرا تو اینقدر دیوونه میکنی
از اون خنده هایی ریز دلبرونه کرد که دلم براش غش کرد
_من بخاطر تو شیدا همه کار کردم از اون ادم بی رحم خلافکار شدم کسی که خمار یک نگاه ازته
-من عاشق این بهتینم نه اونی که قبلا بودی من بهتین بی رحم نمخوام سنگدل نمخوام تو الان میخوام که هروقت نگات میکنم تو دلم قربوت قد بالات برم
اینو که گفت ل.ب.ا.شو شکار کردم....
#فلش.حال
به عکس هامو نگاه میکرد وارد اتاقمون شدم و لباس هاشو یکی یکی بو میکردم لباس دخترم شبنم کسی که وجودش تو زندگی منو شیدا مثل یک رویا بود که زود دوتایشون از دست دادم
شاید کارما داشت تلافی کار هایی قبلمو میداد همنجور که خودم
خانواده خیلی از بچه هارو گرفتم اونم زندگی منو گرفت ولی منو تبدیل کرد
به یک گرگ گرسنه که الان دنباله شکاره
یهویی یاد اون دختره افتادم و حوصله ام سر رفته بود و خوب بود تا موقع شکارش یکم اذیتش میکردم
- ۱۴۲
- ۲۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط