{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ســــلامتی فهم و شعــــــور

ســــلامتی فهم و شعــــــور

اون بچه ای که

وقتـــــــی بارون مــــــیومد ...

سرشو بالا کرد و گفت : خــــــــُدایا دنــــــیایـــــیه ک

خـــــودت ساختـــــی

گریه چرا؟؟؟
دیدگاه ها (۵)

زیاده خواه نیستم !جاده‌ ی شمالیک کلبه ی جنگلی‌ …یک میز کوچک ...

نگوییم «ازت متنفرم»؛ بگوییم «شوربختانه احساس می‌کنم به‌رغم ش...

پارت ۱ساعت ۱۲ و ۴۵ دقیقه شب_نویسنده "کارن":ساعت نزدیک به ۱ ش...

ابلیس

سناریو:وقتی بچه بودی عاشقش بودی،ولی اون ازت متنفر بود.ولی ال...

رمان تو خود منی

رمان تو خود منی

رمان دخت من

dark love

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط