#معلم_مافیا_من
#معلم_مافیا_من
#پارت 13
- خب پارک جیمین با من میایی (جدی)
+بلع؟؟ (نفهمیدن)
- میگم باهام میای خونه من تا ازت مراقبت کنم (جدی)
+ واقعااا؟ (ناباوری)
+ولی خانواده ام چی؟ (متفکر)
٪ خانوادنت رفتن مسافرت رفیق(چ//نگ زدن مو)
+واقعا نی؟ (ذوق)
٪ اره اس//کل (خنده)
-پارک حاضر شو. (خونسرد)
+چشم (لبخن)
-بیرون منتظرم (رفت بیرون)
+کوک باور نمیشه الان دارم میرم خونه کراشم(ذوق)
٪ اره رفیق کله بلوند من داری میری ( لبخند)
فلش بک به خانه یونگی
ویو ادمین
پسرک مو زرد داخل اتاقی که یونگی بهش داده بود نشسته بود دستش و سرش گچ گرفته بودن قرار بود یه هفته ای اینجا بمونه از یه طرفی خوشحال بود از یه طرفی ناراحت بود چون مرد خوشتیپ زیادی گارد گرفته بود و مرموز رفتار میکرد در اتاق کوب//یده شد
+ بفرماید (بلند شد)
-(وارد شدن) هی پارک لازم نیست بلند بشی بشین برات سوپ اوردم (خونسرد)
+چشم (خجالت)
ویو یونگی
داشتم به این فکر میکردم چطور از ز/یر زب//ونش بکشم بیرون که ببینم من رو دیده یا نه تو همین فکر بود بوی سوختی احساس کردم به اجاق گاز نگاه کردم و بله سوپ رو سوزونده بود
(ادمین . صد دفعه بهت گفت زیاد فکر نکن
- باز تو پیدات شد؟😡
ادمین من اینجام تا کمکت کنم
- نخواستیم بابا
ادمین باشه بابا برو یه سوپ از بیرون بگیر
- ایده قشنگیه)
.......
چطور بود؟
عالی(🔥)
بد نبود (😭)
#پارت 13
- خب پارک جیمین با من میایی (جدی)
+بلع؟؟ (نفهمیدن)
- میگم باهام میای خونه من تا ازت مراقبت کنم (جدی)
+ واقعااا؟ (ناباوری)
+ولی خانواده ام چی؟ (متفکر)
٪ خانوادنت رفتن مسافرت رفیق(چ//نگ زدن مو)
+واقعا نی؟ (ذوق)
٪ اره اس//کل (خنده)
-پارک حاضر شو. (خونسرد)
+چشم (لبخن)
-بیرون منتظرم (رفت بیرون)
+کوک باور نمیشه الان دارم میرم خونه کراشم(ذوق)
٪ اره رفیق کله بلوند من داری میری ( لبخند)
فلش بک به خانه یونگی
ویو ادمین
پسرک مو زرد داخل اتاقی که یونگی بهش داده بود نشسته بود دستش و سرش گچ گرفته بودن قرار بود یه هفته ای اینجا بمونه از یه طرفی خوشحال بود از یه طرفی ناراحت بود چون مرد خوشتیپ زیادی گارد گرفته بود و مرموز رفتار میکرد در اتاق کوب//یده شد
+ بفرماید (بلند شد)
-(وارد شدن) هی پارک لازم نیست بلند بشی بشین برات سوپ اوردم (خونسرد)
+چشم (خجالت)
ویو یونگی
داشتم به این فکر میکردم چطور از ز/یر زب//ونش بکشم بیرون که ببینم من رو دیده یا نه تو همین فکر بود بوی سوختی احساس کردم به اجاق گاز نگاه کردم و بله سوپ رو سوزونده بود
(ادمین . صد دفعه بهت گفت زیاد فکر نکن
- باز تو پیدات شد؟😡
ادمین من اینجام تا کمکت کنم
- نخواستیم بابا
ادمین باشه بابا برو یه سوپ از بیرون بگیر
- ایده قشنگیه)
.......
چطور بود؟
عالی(🔥)
بد نبود (😭)
- ۷۲۳
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط