{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان، چه شود

با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان، چه شود
نورِ مهتاب و غزل های فراوان ، چه شود
رو به رو شعله یِ شومینه یِ تب دار به پا
پشتِ سر پنجره ای رو به گلستان، چه شود
قهوه یِ تلخ و کمی قندِ لبانت ، به به
من و هی بوسه یِ از گونه یِ خندان، چه شود
چه کسی گفته که بیداری یِ شب بیهوده ست
من بخواهم ببرم زیره به کرمان، چه شود
مستِ انگور شدن ، کارِ هوس بازان ست
من و انگورِ گلویی شده عریان، چه شود
آن قَدَر مست که انگار زمین میرقصد
دستِ من دورِ کمر ، حالِ پریشان، چه شود
چشم در چشمُ ، نفس حبسُ ، لبانی در هم
رقص و آوازِ دو تا قُمری یِ شیطان، چه شود
کلبه ای غرقِ سکوتَست و فقط ما هستیم
لمسِ آغوش تو بی ترسِ نگهبان، چه شود
وای اگر صبح بفهمد که تو همراهِ منی
میرسد زودتر از جنّ ِ سلیمان، چه شود
در خیالاتِ خودم ، خوابِ خوشی میبینم
خوابِ خوبم نرسد باز به پایان، چه شود
دیدگاه ها (۶)

قهوه ای دم کُن برایم تا بیایم دیدنتبیش از اینها کُن هوایم تا...

قلب عاشق بیقرار حضرت عشق است و بسروز و شب چشم انتظار حضرت عش...

رحم کن! ای بی‌مروّت! ای زمان!لحظه‌ای در جایِ خود، ثابت بمان!...

ناز کمتر کن، که من اهل تمنّا نیستمزنده با عشقم، اسیر سود و س...

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:10ویو مین سول-هی مین سول بسته!خیلی خوردی!+اهه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط