{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلب عاشق بیقرار حضرت عشق است و بس

قلب عاشق بیقرار حضرت عشق است و بس
روز و شب چشم انتظار حضرت عشق است و بس
عاقبت از جام لبهایش شود سرمست و شاد
انکه عمری جان نثار حضرت عشق است و بس
زخم بر دل ،اشک بر چشم و نگاهی مضطرب
خوب یا بد یادگار حضرت عشق است و بس
هر بلایی میرسد از عشق اما این دلم
تا قیامت دوست دار حضرت عشق است و بس
بعد از این دیگر به زیر سایه ی غم نیستم
چون دلم در سایه سار حضرت عشق است وبس
از تو گفتنهای من عشق ست و از دلدادگی
این همه احساس کار حضرت عشق است و بس.....
دیدگاه ها (۸)

ای فلک بامن چرا؟ارزان چه چیزی داده ام؟گرجوانی برده ای آسان چ...

گاهی دلتیک رفتن ویک جاده بی انتها میخواهد،که فقطبروی و بروی ...

قهوه ای دم کُن برایم تا بیایم دیدنتبیش از اینها کُن هوایم تا...

با تو در جنگل و یک کلبه یِ پنهان، چه شودنورِ مهتاب و غزل های...

تودرون قلب من فرمان روایی دگر مثلت نیست غیر آغوش تو هرجا برو...

این آهنگ داره به زبون خودش میگه منم می‌خوام به زبون خودم بگم...

سکوت کلاس چنان سنگین شده بود که گویی زمان ایستاده است. میتسو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط