{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Starry night

Starry night🌌

Part 8


+ اجوماا کمک

ویو جونکوک:

_سریع رفتم طبقه ی بالا و وارد اتاق شدم که دیدم ات پشت به منه و داره سعی میکنه دکمه لباسش رو ببنده خوشحال شدم که به حرفم گوش داده که اجوما وارد اتاق شد با علامت بهش گفتم که تظاهر کنه من اینجا نیستم.

پایان ویو جونکوک.

ات همین جوری که رو به پشت بود و کمر سفیدش معلوم بود گفت
+ اجومااا بیا کمک کن دکمه ی این لباسو ببندم

_ یه نگاهی به اجوما انداختم که نقش بازی کنه

اجوما: باشه دختر چقدر بهت میاد

+ رئیس گوهی داری اما واقعا سلیقش خوبه خوشگل شدم اره؟ ( با ذوق)

_(دستش رو میزاره دور کمر ات و با صدای بم و شیطنت توی گوش میگه) اره خوشگل شدی بیبی

ویو ات:
داشتم با ذوق از لباسم برای اجوما میگفتم و غیبت اون کوه یخ عوضی رو میکردم که دستی دور کمرم حس کردم و برگشتم و بلند جیغ زدم

+( جیغ) تو تو کجاا بودییی

_ دستشو میزاره روی دهنت ات و براید استایل بغلش میکنه و صورتشو بهش نزدیک میکنه و میگه: دستمو برمیدارم ولی جیغ نزن کوچولو

+ یااا من گفتم کوچولو نیستممم ( اخم و داد)


ویو جونکوک:
ات داشت داد میزد ولی من فقط توجه ام به اون لب گوشتی بود که داد زد

+ هیی منو بزار زمین دیگه

_ بردمش تو اتاق خودم و گذاشتمش رو تختم

+ هیی منو بزار تو..

که جونکوک وسط حرف زدنش بوسه ای اروم روی لبش زد و قبل از اینکه بزاره ات چیزی بگه گفت

_ هیسس فقط بخواب کوچولوی من و دفعه دیگه سر من داد نزن وگرنه اتفاقای بدتر میفته

و از اتاق رفت بیرون.


+ او او اون الان نه نه فقط میخواست منو اذیت کنه همین

و ات با همین فکر و خیال به خواب عمیق رفت.

ویو جونکوک فردا صبح ساعت هفت:

_ اجوماا

اجوما: بله ارباب

_ به ات بگو چند ساعت دیگه میام دنبالش قراره بریم خرید

اجوما: چشم ارباب

جونکوک رفت و ساعت 12 ات بیدار شد

ویو ات:
ظهر بیدار شدم و به سمت اشپز خونه رفتم و دیدم مثل دیروز جونکوک نیست و گفتم بهتر چون خجالت میکشم ببینمش بعد از دیشب و همین جوری داشتم با خودم فکر میکردم که اجوما صدام زد

اجوما: اتتت

+ بلههه

اجوما: داد نزن بچه

+ چرا همه بهم میگین بچه یا کوچولو من بزرگمم

اجوما: باشه حالا ( خنده) بدو اماده شو الان ارباب میاد دنبالت

+ چیی؟؟

پایان.
لطفااا حمایتت کنیدددد 😭😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻

بچه ها واقعا ببخشید نتونستم اون سه تا پارت دیگه ای که قول دادم رو بزارم اما فردا حتما جبران میکنم عشقایی من 😘😘
دیدگاه ها (۹)

Starry night 🌌part 9 چیی؟؟ اجوما: درد سریع باش فکر کنم یکی...

Starry night part 10+ یاا منحرففف_ در ماشین رو باز کردم و سر...

https://wisgoon.com/vfgjllfsrivdakعشقم فالوشه فیکش بینظیرههه

امشب جایزه داریدد دو تا پارت که میخواستم بزارم دوتا پارت دیگ...

starry night 🌌part 18# اگر که بخوره؟( پوزخند) و دستشو به سم...

starry night🌌part 7ویو ات فردا صبح ساعت 9:با بدن درد شدیدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط