{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Starry night

Starry night

part 10

+ یاا منحرففف

_ در ماشین رو باز کردم و سریع رفتم در اونم باز کردم و بدون اینکه بزارم چیزی بگه براید استایل بغلش کردم و وارد خونه شدم و رفتم تو اتاقش

_ لباستو عوض کن همین الان

+ عمراا

_ نزدیک ات میشه و میخواد لباسش رو در بیاره که

+ چیکارر میکنیی

_ خودت درش میاری یا خودم درش میارم

+ باشه خودم عوضش میکنم اما جلوی تو نه

_ اروم میگه: من که قراره به زودی کامل ببینمت

+ چی گفتی؟

_ هیچی فقط سریع باش و اتاق رفت بیرون

+ یه لباس دیگه پوشیدم ( عکسشو میزارم) و رفتیم بیرون

( خلاصه میکنم رفتن به یه پاساژ که مال خود جونکوک بود)

_ خوب بیا اول بریم برات لباس بیرونی و مجلسی بگیریم

+ برای چی

_ بعدا بهت میگم

(وقتی وارد مغازه شدم جونکوک دستشو انداخت دور کمرم سعی کردم دستشو بردارم ولی زورم نرسید)

+ هیی چیکار میکنی

_ قانون هارو فراموش کردی اگر سر پیچی کنی تنبیه داری

+ اروم میگه: عوضیی
_ چیی؟

+ گفتم چشم

پایان.

لطفاااا حمایتت کنیدددد😭😭🙏🙏🙏
دیدگاه ها (۶)

starry night 🌌 part 11_ چیی؟ گفتم چشم (وارد مغازه شدن و ات...

بچه ها چهار تا پارت جایزه رو هم گذاشتم و اگر امروز 90 تا بشی...

Starry night 🌌part 9 چیی؟؟ اجوما: درد سریع باش فکر کنم یکی...

Starry night🌌Part 8+ اجوماا کمکویو جونکوک: _سریع رفتم طبقه ی...

پلیس در آستانه مافیا پارت 33 آمد سمتم دستمو کشید برد ویو سنا...

رمان عشق بین خانواده پارت اولصبح از خواب بیدار شدم خیلی خواب...

starry night 🌃part 46+(یکدفعه دستپاچه میشه و حس افتخاری که د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط