{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم که دورتر شوم از سمت خانه ات

رفتم که دورتر شوم از سمت خانه ات
از زُل زدن به پنجره ی بی نشانه ات

گفتم تو را به درد خودم مبتلا کنم
دردی که می زند به سر و قلب و شانه ات

لعنت به چشم تو که فقط ساده می کُشد
نفرین به شعرهای شب عاشقانه ات

هق هق نمی کنم که چرا دل نمی دهی
باید که می شناختمت از بهانه ات

انگورهای باغ دلم قسمتت نشد
دنیا نخواست تا بشوم نوبرانه ات

مهلت نشد که باز تو را عاشقت کنم
دل را زدم به سوی غم بی کرانه ات.......
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش دوم_"به تو ربطی نداره من ب...

dark life = 27

سناریو جونگکوک

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش دوم_کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

like swan🦢#like_swan PT26𝑙𝑎𝑠𝑡 𝑝𝑎𝑟𝑡🧚🏻‍♀️ویو هویج: نامجون دوبا...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

***ابریشم نیمه شب***حوصلم سر رفته چند پارت میزارم# پارت ۵: ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط