{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part:13

part:13

ات:نه پیاده نمیرم ماشین دارم ممنون
همه با تعجب به ات نگاه کردن
تهیونگ:تو که رانندگی بلد نبودی
نامجون :بلد بود اما میترسید به کسی آسیب بزنه نمیدونم کی تونسته ترسشو مهار کنه‌......من که میگم توی این 6ماه یه اتفاقی افتاده
ات:(نیشخند)من رفتم
کوک:مواظب باش کسی رو زیر نگیری
ات:(زبون درازی)
کوک:نوچ نوچ نوچ چقدر بی ادب شده این خواهرت این ۶ماه پیش اینجوری نبود
نامجون:آره اصلا کلا از همه لحاظ تغییر کرده (ات رفت)
جیهوپ:چیکار کردی با این دختر جیمین.....هوووف

ویو خانه قبلی ات ساعت۲۰:۰۰(مادر ات:م ات)
م ات:بچه ها من و باباتون می‌خوایم ی چیزی بهتون بگیم و لطفاً درک کنید
نامجون:چی شده مامان داری منو میترسونی
م ات:راستش پسرم چیز ترسناکی نیست اما من و پدرت تصمیم گرفتیم از هم جدا شیم
نامجون وات:چی(تعجب)
م ات:بچه ها لطفاً درک کنید
نامجون:,بعد از این همه سال زندگی مشترک (داد)
ات:(یکم مکث می‌کنه)اوپا چرا تلاش میکنی که از هم جدا نشن (ریلکس)
نامجون :ات تو چت شده میفهمی داری چی میگی اونا پدر و مادر ما هستن چطور می‌زاری این زندگی از هم بپاشه
ات:ببین نامجون این زندگی خیلی وقت از هم پاشیده این چه خانواده ای که سالی ۲بار بزور همدیگه رو میبینن ......کلا چه فرقی می‌کنه ما از اولش خانواده خوبی نبودیم (دست به سینه)

ادامه دارد
لایک
کامنت
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
دیدگاه ها (۵)

part:12ات:آره زیاد میام اینجااون تو درسام کمکم کرد منم اینج...

part:11استایل اسلاید دوم رستوران ویو ات:داشتم میرفتم داخل که...

پرش زما نی خونه مامان بابا:آت:کوک کی میرسیم کوک :رسیدیم ویو ...

#چرا- من PART,-5کوک آره ولی خیلی آبجی خوشگلی داری ته کوک چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط