{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


#تلنگر

-معلم‌بھ‌بچہ‌ها‌گفت:
«من‌نمیدانم‌وقتے‌قرآن‌هست‌
،ولایت‌فقیھ‌برا؎‌چیہ!!!»
+از‌تھ‌کلاس‌یکے‌از‌بچہ‌ها‌گفت:
آقا‌اجازه!
«ما‌هم‌نمیدونیم‌وقتے‌کتاب‌هست؛
معلم‌واسھ‌چیھ!!؟»

پس‌از‌شنیدن‌این‌حرف،
معلم‌دهانش‌را‌دوخت؛
و‌در‌افق‌محو‌شد . . .!‌‌
دیدگاه ها (۰)

به وقت عاشقیپارت۹از دید اکوسمتش خیز برداشتم و تند پرسیدم:حال...

به وقت عاشقیپارت۱۰با یادآوری اتفاق دیروز،از عصبانیت دستام بی...

فیکو حمایت نمی کنید ادامشو نمیزارماکلا لغو میکنم گفته باشم!ف...

ذهن چویا:نمیخوام اعتراف کنم ولی واقعا دلم برات تنگ شده بود ن...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟓𝟎گرگینه جاتهی ؟این دیگه...

خوانواده×جاسوس)پارت 4خشم شب و بنفش شب هم رو دیدن ( یعنی لوسی...

میتسوری با انرژی بیشتری سر تکان داد. «درسته! باید نشون بدیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط