𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧
𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧
𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏
𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟓𝟎
گرگینه جاتهی ؟
این دیگه چیه ؟!
معلم : این فقط یه افسانس واقعیت نداره
اما....من میخوام شماها با افسانه ها هم آشنایی داشته باشید
خب داشتم میگفتم...گرگینه جاتهی از نظر افسانه ها قدرتمند ترین گرگینه هستش و درواقع کسیه که اون دو گرگینه دیپی ته و جی رو تشکیل داده
معلم هر چی میگفت تو کتاب یادداشت میکردم
تا حالا همچین اسمی از گرگینه ها نشنیده بودم
پس.... بخاطر همین اسم این مدرسه جاتهیعه
معلم : دوباره تکرار میکنم....گرگینه جاتهی وجود نداره فقط این یه افسانهی معروف هس
قدرتمندترین و بزرگترین گرگینه ، گرگینه دیپی حکومت جی هست
جونگ کوک هنوزم هیچ چیزی رو یادداشت نمیکرد
انگار این حرفای معلم رو از قبل شنیده اما چطور ممکنه مگه میشه ؟
این حرفا فقط به بار گفته میشه
نه دیگه فضولیم گل کرده بود
باید میپرسیدم که چرا هیچی یادداشت نمیکنه هیچی گوش نمیده اهمیت نمیده
معلم همچنان در حال توضیح دادن بود
منم خودکار رو میز نیمکت گذاشتم و دست به سینه بدون اینکه بهش نگاه کنم ، طوری که فقط خودش بتونه بشنوه گفتم :
ـ همیشه اینقدر تنبلی ؟!
هنوز مشغول کشیدن یه چیز نامعلوم بود
بدون اینکه سرشو بلند کنه گفت :
جونگ کوک : تو هم همیشه اینقدر فضولی ؟
چیییی؟
فضول ؟
من فضولم ؟ ( باید مثل سگ قبول کنی که اره هستی 😊 )
سرمو به طرفش برگردوندم
ورا : من فضول نیستم
جونگ کوک : پس منم تنبل نیستم
با حرف آخرش ایشی زیر لب گفتم و بعد دوباره حواسمو به درس و معلم دادم
که همون لحظه معلم گفت :
ـ خب بچه ها امروز دیگه بسه .... خسته نباشید
چه زود !
تازه کلاس شروع شد که...
به ساعت مچیم نگاه کردم
وقتی چشمم به ساعت افتاد هر دوتاشون از کاسه دراومدن
ساعت ۷:۰۱ دقیقه بود
چه زود گذشت
معلم وسایلاشو جمع کرد و رفت
من هنوز در شوک ساعت بودم
ادامه دارد...
شرط :
۶۰ لایک
۴۰ کامنت
۲۰ بازنشر
اگه شرطا تا شب برسه ۷ پارت اپ میکنم 💅🏻
𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏
𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟓𝟎
گرگینه جاتهی ؟
این دیگه چیه ؟!
معلم : این فقط یه افسانس واقعیت نداره
اما....من میخوام شماها با افسانه ها هم آشنایی داشته باشید
خب داشتم میگفتم...گرگینه جاتهی از نظر افسانه ها قدرتمند ترین گرگینه هستش و درواقع کسیه که اون دو گرگینه دیپی ته و جی رو تشکیل داده
معلم هر چی میگفت تو کتاب یادداشت میکردم
تا حالا همچین اسمی از گرگینه ها نشنیده بودم
پس.... بخاطر همین اسم این مدرسه جاتهیعه
معلم : دوباره تکرار میکنم....گرگینه جاتهی وجود نداره فقط این یه افسانهی معروف هس
قدرتمندترین و بزرگترین گرگینه ، گرگینه دیپی حکومت جی هست
جونگ کوک هنوزم هیچ چیزی رو یادداشت نمیکرد
انگار این حرفای معلم رو از قبل شنیده اما چطور ممکنه مگه میشه ؟
این حرفا فقط به بار گفته میشه
نه دیگه فضولیم گل کرده بود
باید میپرسیدم که چرا هیچی یادداشت نمیکنه هیچی گوش نمیده اهمیت نمیده
معلم همچنان در حال توضیح دادن بود
منم خودکار رو میز نیمکت گذاشتم و دست به سینه بدون اینکه بهش نگاه کنم ، طوری که فقط خودش بتونه بشنوه گفتم :
ـ همیشه اینقدر تنبلی ؟!
هنوز مشغول کشیدن یه چیز نامعلوم بود
بدون اینکه سرشو بلند کنه گفت :
جونگ کوک : تو هم همیشه اینقدر فضولی ؟
چیییی؟
فضول ؟
من فضولم ؟ ( باید مثل سگ قبول کنی که اره هستی 😊 )
سرمو به طرفش برگردوندم
ورا : من فضول نیستم
جونگ کوک : پس منم تنبل نیستم
با حرف آخرش ایشی زیر لب گفتم و بعد دوباره حواسمو به درس و معلم دادم
که همون لحظه معلم گفت :
ـ خب بچه ها امروز دیگه بسه .... خسته نباشید
چه زود !
تازه کلاس شروع شد که...
به ساعت مچیم نگاه کردم
وقتی چشمم به ساعت افتاد هر دوتاشون از کاسه دراومدن
ساعت ۷:۰۱ دقیقه بود
چه زود گذشت
معلم وسایلاشو جمع کرد و رفت
من هنوز در شوک ساعت بودم
ادامه دارد...
شرط :
۶۰ لایک
۴۰ کامنت
۲۰ بازنشر
اگه شرطا تا شب برسه ۷ پارت اپ میکنم 💅🏻
- ۱.۳k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط