{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بادیدنت قصدعبادت كردم باخنده ت احساس سعادت كردم بگذار

بادیدنت قصدعبادت كردم باخنده ت احساس سعادت كردم بگذارهمیشه بنگرم درچشمت حالا كه به چشمان توعادت كردم
دیدگاه ها (۱۰)

دلم بوی هیزم میخواهدنانی تازه وگرموکمی سادگیدر کنار تومادر♥ت...

اجی سمانه بیابرات آناناس خریدم;-)

ﭼﻪ ﮐﻴﻔﯽ ﻣﻴﺪﻩ ﺗﻮ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺗﻮﯼ ﻳﻪ ﮐﻠﺒﻪ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﺑﺎ ﻋﺸﻘﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﺷﻮﻣﻴﻨﻪ ...

اللهم صل علی محمد وآل محمدو عجل فرجهم

ادامه فصل دوماو به سمت ا. ت آمد و او را از زمین بلند کرد. دس...

سناریو مایکی پارت۷

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

چندپارتیتوروز تولد منو فراموش کردی!یعنی واقعا اون تولد منو ف...

ادامه قبلی

فصل چهارم: شکستی که جرقه‌ای شدهفته‌ها از آن شامِ تلخ گذشته ب...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل اول: ورود به...

پارت:¹°°°°°باران با بی‌رحمی به پنجره‌های بلند عمارت جئون می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط