پارت ۱
پارت ۱
ساعت ۸ و ۱۵ دقیقه شب_نویسنده "کارن":
ساعت ۸ و ربع بود و تهیونگ و جونگکوک به یه مهمونی از طرف دوست تهیونگ دعوت شده بودن.تهیونگ یقه اسکی مشکی به همراه شلوار پارچه ای و کت چرم مشکی پوشیده بود و جونگکوک برخلاف تهیونگ سوییشرت سفیدی رو دورس سفیدش پوشیده بود به همراه شلوار جین ابی روشن.تهیونگ اسرار کرده بود که جونگکوک کاپشن بپوشه ولی جونگکوک گوشش بدهکار نبود و میگفت سردش نمیشه.بالاخره رسیدن به مهمونی و دست در دست وارد شدن.به سمت میزی که همه ی دوستای تهیونگ اونجا بودن رفتن و نشستن.داشتن گپ میزدن که جونگکوک انگشت سفید پنبه ایش رو زد رو انگشت های کشیده ی تهیونگ و گفت:
جونگکوک:ته ته من تشنه امه.میشه یه نوشدنی برام بگیری؟
تهیونگ:اره وانیل چی میخوری؟
جونگکوک:شیر موز
تهیونگ:باشه بچه همینجا بشین و هر اتفاقی ام افتاد از جات تکون نخور تا برگردم
و رفت تا سفارش بده
ساعت ۸ و ۱۵ دقیقه شب_نویسنده "کارن":
ساعت ۸ و ربع بود و تهیونگ و جونگکوک به یه مهمونی از طرف دوست تهیونگ دعوت شده بودن.تهیونگ یقه اسکی مشکی به همراه شلوار پارچه ای و کت چرم مشکی پوشیده بود و جونگکوک برخلاف تهیونگ سوییشرت سفیدی رو دورس سفیدش پوشیده بود به همراه شلوار جین ابی روشن.تهیونگ اسرار کرده بود که جونگکوک کاپشن بپوشه ولی جونگکوک گوشش بدهکار نبود و میگفت سردش نمیشه.بالاخره رسیدن به مهمونی و دست در دست وارد شدن.به سمت میزی که همه ی دوستای تهیونگ اونجا بودن رفتن و نشستن.داشتن گپ میزدن که جونگکوک انگشت سفید پنبه ایش رو زد رو انگشت های کشیده ی تهیونگ و گفت:
جونگکوک:ته ته من تشنه امه.میشه یه نوشدنی برام بگیری؟
تهیونگ:اره وانیل چی میخوری؟
جونگکوک:شیر موز
تهیونگ:باشه بچه همینجا بشین و هر اتفاقی ام افتاد از جات تکون نخور تا برگردم
و رفت تا سفارش بده
- ۴۶۲
- ۲۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط