{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴

پارت ۴
ساعت ۹ و ۴۰ دقیقه شب_جونگکوک:
تهیونگ که یکم دمای بدنش جا به جا شده بود اومد سمتم،انگشت اشاره اش رو کشید رو گونم و با صدایی خمار گفت:
تهیونگ:بپرس خرگوشک
جونگکوک:اگر بفهمی یکی بهم نگاه کرده چیکار میکنی؟
تهیونگ دست چپش رو برد پایین و کمی از کتش رو زد کنار و اصلحه اش رو نشون جونگکوک داد و بعد گفت:
تهیونگ:کسی نگاهت کنه تخم زدن دارم
جونگکوک ذوق کرد ولی ته دلش کمی هم ترسید چون اون اصلحه میتونست به خودش هم اسیب بزنه ولی با فکر عشقش بیخیالش شد و گفت:
جونگکوک:مرسی‌ تهیونگی
تهیونگ بوسه ی کوتاهی رو لبای جونگکوک زد و گفت:
تهیونگ:بریم میش بچه ها ؟
جونگکوک: بریم
دیدگاه ها (۰)

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁹صبح، جنگل آرام‌تر از همیشه بود. صد...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁸تهیونگ چند ثانیه فقط به ...

ترس شیرین pt 44¥قربان ردش رو زدیم£خوبه،بریمجانگ با افرادش...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟓پسر همونطور که داشت شبکه های تلویزیون ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟗دختر کلافه و عصبی دستی توی موهاش فرو ک...

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۲)

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط