{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه از اونجا شروع شد که گفت اگه منو دوست داری رگتو بزن

قصه از اونجا شروع شد که گفت اگه منو دوست داری رگتو بزن
گفتم مرگو زندگی دست خداست

گفت پس دوستم نداری

تیغو برداشتمو رگمو زدم

وقتی داشتم تو آغوشش جون میدادم

آروم در گوشم زمزمه کرد(اگه دوستم داشتی تنهام نمیذاشتی)
دیدگاه ها (۱)

سلام بچه ها بدی خوبی دیدین حلال کنید من تا 45 دیقه دیگه می م...

سلام بچه ها بدی خوبی دیدین حلال کنید من تا 45 دیقه دیگه می م...

به سلامتی پسری که وقتی دلت گرفته داغونی و پشت تلفن سرش داد و...

بچہ ھا من دارم متاهل میشم.... اما با کسے کہ دوسش ندارمو عاشق...

part.3# مرد_منپیتر، بیا دیگه… آهنگ جدید داره شروع میشه ها!من...

P³⁵The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

Part²³کوک اومد بغلم کرد و موهامو ناز کرد(عکس بغلو میزارم)کوک...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_17🍷🎸چندین و چند بار ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 185♡⁠。⁠)⁩جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط