قبلِ اینکه فراموشم کنی
قبلِ اینکه فراموشم کنی
شخصیتها
ا/ت
۲۳ ساله.
دختری با موهای موجدار قهوهای تیره و قلبی که بیشتر از چیزی که نشون میده، خستهست.
توی یه کافه کوچیک کار میکنه، زیاد حرف میزنه وقتی حالش خوب نیست، و همیشه قهوهشو زیادی شیرین میخوره.
آدمیه که بلد نیست ضعیف بودنشو جلوی بقیه نشون بده، واسه همین بیشتر وقتا همهچی رو با شوخی و زبوندرازی قایم میکنه.
ولی پشت اون خندهها…
یه چیزی هست که آرومآروم داره خردش میکنه.
---
جونگکوک
مردی که اسمش باعث میشه بعضیا سکوت کنن.
سرد، درونگرا و خطرناک.
رئیس مافیایی که هیچکس جرئت نداره زیادی بهش نزدیک بشه.
همه فکر میکنن احساس نداره.
شاید چون هیچوقت موقع درد کشیدن، صداش درنمیاد.
سیگار میکشه وقتی ذهنش شلوغه.
کم حرف میزنه وقتی عصبیه.
و نگاهش…
همون چیزی بود که خیلیا رو ترسونده بود.
جز یه نفر.
---
جیوو
بهترین دوست ا/ت.
بلندترین صدای خنده رو داره و همیشه وسط بدترین روزا پیداش میشه.
زیاد حرف میزنه، فضوله، و عاشق اینه که اعصاب ا/ت رو خورد کنه.
ولی وقتی دنیا روی سر ا/ت خراب بشه…
اولین کسیه که کنارش میشینه.
---
مینهو
دست راست جونگکوک.
آرومتر از اونیه که بشه از چهرهش چیزی فهمید.
وفادار، خونسرد، و کسی که بیشتر از همه به جونگکوک نزدیکه.
ولی بعضی آدما…
وقتی زیادی ساکتن، خطرناکتر میشن.
---
و بعضی داستانا…
از همون اول قرار نبود پایانِ خوبی داشته باشن.
بعضی آدما فقط وارد زندگیت میشن تا معنیِ «از دست دادن» رو یاد بگیری.
حتی اگر…
قبلِ اینکه فراموشت کنن، دوستت داشته باشن.
شخصیتها
ا/ت
۲۳ ساله.
دختری با موهای موجدار قهوهای تیره و قلبی که بیشتر از چیزی که نشون میده، خستهست.
توی یه کافه کوچیک کار میکنه، زیاد حرف میزنه وقتی حالش خوب نیست، و همیشه قهوهشو زیادی شیرین میخوره.
آدمیه که بلد نیست ضعیف بودنشو جلوی بقیه نشون بده، واسه همین بیشتر وقتا همهچی رو با شوخی و زبوندرازی قایم میکنه.
ولی پشت اون خندهها…
یه چیزی هست که آرومآروم داره خردش میکنه.
---
جونگکوک
مردی که اسمش باعث میشه بعضیا سکوت کنن.
سرد، درونگرا و خطرناک.
رئیس مافیایی که هیچکس جرئت نداره زیادی بهش نزدیک بشه.
همه فکر میکنن احساس نداره.
شاید چون هیچوقت موقع درد کشیدن، صداش درنمیاد.
سیگار میکشه وقتی ذهنش شلوغه.
کم حرف میزنه وقتی عصبیه.
و نگاهش…
همون چیزی بود که خیلیا رو ترسونده بود.
جز یه نفر.
---
جیوو
بهترین دوست ا/ت.
بلندترین صدای خنده رو داره و همیشه وسط بدترین روزا پیداش میشه.
زیاد حرف میزنه، فضوله، و عاشق اینه که اعصاب ا/ت رو خورد کنه.
ولی وقتی دنیا روی سر ا/ت خراب بشه…
اولین کسیه که کنارش میشینه.
---
مینهو
دست راست جونگکوک.
آرومتر از اونیه که بشه از چهرهش چیزی فهمید.
وفادار، خونسرد، و کسی که بیشتر از همه به جونگکوک نزدیکه.
ولی بعضی آدما…
وقتی زیادی ساکتن، خطرناکتر میشن.
---
و بعضی داستانا…
از همون اول قرار نبود پایانِ خوبی داشته باشن.
بعضی آدما فقط وارد زندگیت میشن تا معنیِ «از دست دادن» رو یاد بگیری.
حتی اگر…
قبلِ اینکه فراموشت کنن، دوستت داشته باشن.
- ۱۱۷
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط