یه روز خودمو دلم عاشق یکی و دلش شدیم ,
یه روز خودمو دلم عاشق یکی و دلش شدیم ,
ولی اون من و دلم و از خودشو دلش روند . . . .
تا این که ,
دیروز با یه دسته گل اومد دیدنم . . . .
با یه نگاه مهربون ,
نگاهی که سال ها از من و دلم دریغ می کرد . . . .
گریه کرد و گفت :
دلش برام تنگ شده . . . .
من فقط نگاهش می کردم ,
چون کاری از دستم بر نمیومد . . . .
اونم کاری نکرد ,
فقط با اشکاش سنگ قبرم و خیس کرد و رفت . . . .
ولی اون من و دلم و از خودشو دلش روند . . . .
تا این که ,
دیروز با یه دسته گل اومد دیدنم . . . .
با یه نگاه مهربون ,
نگاهی که سال ها از من و دلم دریغ می کرد . . . .
گریه کرد و گفت :
دلش برام تنگ شده . . . .
من فقط نگاهش می کردم ,
چون کاری از دستم بر نمیومد . . . .
اونم کاری نکرد ,
فقط با اشکاش سنگ قبرم و خیس کرد و رفت . . . .
- ۲.۳k
- ۲۷ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط