{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤

❤
دوست داشتن ما با عالم و آدم فرق میکرد
من و تو
وقتی دلتنگ هم بودیم، نمی توانستیم همدیگر را در آغوش بگیریم
ما نمی توانستیم هر روز قرار های عاشقانه داشته باشیم
عصر ها نمی توانستیم  پیاده رو های ولیعصر را قدم بزنیم
ولی همدیگر را دوست داشتیم
با همه ی کارهایی که نمیتوانستیم بکنیم،
همدیگر را دوست داشتیم؛
من  تو را از همین جایی که هستم
از همان جایی که هستی دوست دارم،
از پشت همان پنجره ای که ختم میشود به آسمان تو ....
.
دیدگاه ها (۱)

My professorChapter:2Part:103رو به روی هم نشسته بودیم.اونقدر...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هفدهــم شاید در زند...

🪷::راهکآر دؤری از تنبلئ . . .¹. حذف عوامل حواس‌پرتی قبل از ش...

🧚🏻‍♀️فیلیکس و می سان 🧚🏻‍♀️

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

( last minute )

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۱

عاشقانه های شبنم

چند پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط