{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم

بچه که بودم
پائیز با روپوش از راه می رسید.
بزرگ تر که شدم، پسر همسایه بود ؛
سربازی که
اسمم را توی کلاهش نوشته بود.
مادرش می گفت:
گروهبان جریمه اش کرده که هفت شب کشیک بدهد.
آن وقت ها
دوستت دارم ها را نمی گفتند ؛
کشیک می دادند...!!



دیدگاه ها (۴)

#فـروردین هم که باشدفرقی نمیکند !جای رفتنتهمیشه#تیــر میکشد ...

هیچ انسانی بدون شب بخیر تا صبح بیدار نمانده...اماگاهی انسان ...

نه سراغی ..نه سلامی ..خبری می خواهم .. ! قدر یک قاصدکاز تو ا...

میدانیهر قلبی "دردی" دارد...فقطنحوه ی ابراز آن متفاوت است!بر...

وای بچه‌ها نمی دونین چی شد.....من تقریبا هر شب خونه تنهام ، ...

پدرم دوستی داشت که بهش می گفتند ممد سرگردانمی گفتند آن قدیم ...

خواب رویای part:۳ چند دقیقه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط