{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+why me?

+why me?
-I shouldn't fall in love with you
p.95

(از زبون ا.ت)

شب شده بود. من هنوز تو تخت جونگ کوک دراز کشیده بودم، بالشش رو محکم بغل کرده بودم و به سقف خیره شده بودم. اتاق تاریک بود، فقط یه چراغ کوچک کنار تخت روشن بود. بوی عطرش هنوز خیلی ضعیف تو هوا مونده بود، انگار داشت آروم آروم محو می‌شد.

من بالش رو به صورتم چسبوندم و عمیق نفس کشیدم. چشمام دوباره پر اشک شد.

(زیر لب، با صدای خسته و شکسته) 
+ شش ماه... شش ماهه هر شب میام این اتاق و با بالشت حرف می‌زنم. مثل یه دیوونه. همه فکر می‌کنن دیوونه شدم... شاید هم واقعاً شدم.

من از تخت بلند شدم و رفتم جلوی کمد. درشو باز کردم. لباس‌های مشکی و مرتبش هنوز آویزون بودن. یکی از هودی‌های بزرگش رو برداشتم و پوشیدم. اندازه‌م خیلی بزرگ بود، آستین‌هاش تا نوک انگشتام می‌رسید. بوی او هنوز تو پارچه مونده بود.

من دوباره برگشتم تو تخت، هودی رو محکم دور خودم پیچیدم و دراز کشیدم.

(با صدای لرزان) 
+ جونگ کوک... می‌دونی امشب چی به ذهنم رسید؟ فکر کردم اگه تو زنده بودی، شاید حالا داشتیم با هم دعوا می‌کردیم. تو با اون صدای بم و غرغروت می‌گفتی "پرنسس؟ چرا هنوز نخوابیدی؟" و من می‌گفتم "چون هنوز بهت نگفتم که دوستت دارم احمق..."

اشکام دوباره سرازیر شد. من هودی رو بیشتر به صورتم فشار دادم.

(هق‌هق آروم) 
+ من عاشقتم... واقعاً عاشقتم. دیگه نمی‌تونم به خودم دروغ بگم. اون شب تو رودخونه، وقتی زخمی بودی و منو بغل کرده بودی، قلبم برات تپید. بعدش هر شب نامه‌تو می‌خوندم و بیشتر عاشقت می‌شدم. حتی وقتی ازت می‌ترسیدم، بازم عاشقت بودم. حتی وقتی ازت متنفر بودم، بازم عاشقت بودم.

من برای لحظه‌ای ساکت شدم و فقط گریه کردم. بعد با صدای پر از حسرت ادامه دادم:

(شکسته) 
+ کاش زنده بودی... کاش می‌تونستم بغلت کنم و بگم "منم دوستت دارم". کاش می‌تونستم دعوا کنیم، بعد آشتی کنیم، بعد دوباره دعوا کنیم. کاش می‌تونستم ببینم لبخندت رو وقتی بهت می‌گفتم عاشقتم. ولی تو نیستی... و من با این عشق سنگین تنها موندم.

من هودی رو محکم‌تر بغل کردم، انگار دارم خود جونگ کوک رو بغل می‌کنم.

(زیر لب) 
+ دوستت دارم جونگ کوک... خیلی دوستت دارم. حتی اگه دیگه هیچ‌وقت نباشی. حتی اگه این عشق فقط درد باشه... بازم دوستت دارم.

بارون آروم به پنجره می‌کوبید. من تو تخت خالی جونگ کوک دراز کشیده بودم، با هودی بزرگش، و با تمام وجودم برای مردی که دیگه نبود گریه می‌کردم.

عشقی که خیلی دیر رسیده بود... و حالا برای همیشه دیر بود..........
ادامه دارد.........
خب
بچه ها برای پارت بعدی
۵۰ لایک
۳۰ کامنت لطفا
پست های جدید
لایک بالای ۳۰
کامنت بالای ۳ لطفاااااا
دیدگاه ها (۱۷)

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.94(از زبون ا.ت)...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.93(از زبون ا.ت)...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.92(از زبون ا.ت)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط