{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرحله پنجم اعزاداری پارت 79

مرحله پنجم اعزاداری پارت 79

ویو ات
چشمامو باز کردم و یونجون رو دیدم باز چشمامو بستم
ـ ساعت چنده؟
یونجون ـ 9
ـ میشه امروز خودت تنهای به کارا رسیدگی کنی؟
یونجون ـ باشه ولی انگار خوب نیستی
ـ فقط خستم امروز واقعا دلم میخواد بخوابم
یونجون ـ ولی همه ی اینا یه معنی دیگه میده
ـ چه معنی؟
یونجون ـ انگار دلت یه نفرو میخواد، دلت میخواد به زمان عقب برگردی
ـ بخاطر دیشبه برا همین فقط میخوام بخوابم
یونجون ـ اوکی باشه ولی تا امشب نخواب حداقل سه پاشو
ـ باشه
یونجون رفت یه خورده با گوشیم ور رفتم که گوشیم زنگ خورد شماره ناشناس بود شک کردم
ـ احتمالا از ژاپنه
جواب دادم
ـ الو؟*ژاپنی
جونگ کوک ـ مسخره بازی در نیار منم
ـ ها تویی؟ سلام
جونگ کوک ـ سلام، خواب بودی؟
ـ هومم تازه بیدار شدم، چیزی شده؟
جونگ کوک ـ راستش بک میون کارت داشت، گوشی دستت
ـ باشه
بک میون ـ سلام ات
ـ سلام چطوری؟
بک میون ـ بد نیستم، امروز میای بریم سینما انیمه ببینیم؟
ـ خب چه انیمه ای؟
بک میون ـ انیمه Wotakoi، سه تا صندلی خالی بیشتر نداره، میتونی بیای؟
ـ خب برای چه ساعتی؟
بک میون ـ ساعت پنج و نیم
ـ اوکیه میام
بک میون ـ اوکی، فقط با داداشم که مشکلی نداری؟
ـ نه نه
بک میون ـ باشه، خب گوشیو میدم به اوپا
ـ هوم میبینمت
جونگ کوک ـ کسی رو نداشت که همراش باشه برا همین زنگ تو زدم
ـ نه مشکلی نیس، حق داره
جونگ کوک ـ خب برا پنج اینا اماده باش میایم دنبالت
ـ خیلی خب
گوشیو قطع کردم
دیدگاه ها (۰)

مرحله پنجم اعزاداری پارت 80ساعت یک ظهر ناهار خوردم، رفتم یه ...

چشم ها دورغ نمیگنانیمه: صدای خاموش

مرحله پنجم اعزاداری پارت 78یه فیلم پلی کردم که وسطش جسیکا خو...

مرحله پنجم اعزاداری پارت 77ـ خب تو از خودت بگو جسیکا ـ من بی...

𝓹𝓪𝓻𝓽۳۳ـــــویو یکم بعدگوشی ات زنگ میخوره و نامجون سریع می‌ره...

اول بالایی رو بخونیدᴘᴀʀᴛ ۱۱ | یه سؤال عجیبچند دقیقه بعد...آر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط