{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درژرفای جانم حرفی دارم که هیچ کلامی آن رانمی پوشاند در دل

درژرفای جانم حرفی دارم که هیچ کلامی آن رانمی پوشاند در دلم آوازی دارم که همچون جوهربرکاغذنمی لغزد !این آوازهمچون ردایی مرمری احساس مرادربرمیگیرد وهرگز مانندرطوبت برزبانم جاری نخواهدشد.....
دیدگاه ها (۱)

من ازآن ورشهرنیامده ام!!!فکرم هم آبی نیست!من به مرگ امکان دا...

بخندبرمن شعرپریشان!بمان بامن ای صدای عریان!دهانم طعم گس دیرو...

گاهی انقدر دلم میگیرد که میخواهم تا سقف آسمان پرواز کنم و ر...

صندلی تنهاماند،پشت بی قانونی!روسری رابادبرد،وای بربیراهی،آسم...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط