{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به من می‌گفت:

به من می‌گفت:
"چشم‌های تو مرا به این روز انداخت.
این نگاهِ تو کارِ مرا به اینجا کشانده.
تاب و تحمل نگاه‌های تو را نداشتم.
نمی‌دیدی که چشم بر زمین می‌دوختم؟"
به او گفتم:
"در چشم‌های من دقیق‌تر نگاه کن!
جز تو هیچ چیزی در آن نیست..."
چشم‌هایش...
بزرگ_علوی 📝

#خاص
دیدگاه ها (۱)

مزین می کند وقتی که با قالیچه ایوان رافراهم می کنم من هم بسا...

.همیشه چای برایم بیشتر از یک نوشیدنی ساده بودهچای بهانه‌ ایس...

- دوست داشتنت!دوست داشتنت وظیفه‌ام که نبود، فریضه‌ام بودبه ج...

.همیشه میگفت جز من کسی را دوست ندارد!میگفت اولین و آخرین نفر...

به من مى گفت:چشم هاى تو مرا به اين روز انداخت.اين نگاهِ تو ك...

گونه ام را آرام بوسید و گفت دختر اینطور به من نگاه نکن این چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط