{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم ، گفتم از « خیرش » می گذرم ...

رفتم ، گفتم از « خیرش » می گذرم ...
شنیدم که زیر لب گفت :
از « شرش » خلاص شدم ...
دیدگاه ها (۱)

مقصدی که چشم های تو باشد ...فاصله حریفم نیست ...کافیست با خی...

هر کجا دیدی خدا ،با شِکوه تحویلت گرفت ...رشوه میخواهد خدا ،خ...

وقتی میخوای ازش عکس بگیری ،نگو لبخند بزن ... ،بگو « دوستت دا...

بهار بی توبهار نیستچله زمستانست!بلبلان همقار قار میکنند ...

بچه که بودمفکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنندبزرگ که شدمدیدم ...

پارت ۱ویو الینا:امروز بابام قراره با کوک قمار کنه،کوک پسریه ...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

بچه ها دیروز رفتم پونی تون یکی هست یکی می گفت بهش می گفتم آل...

موسیقی

یادش بخیر می رفتم چشم‌پزشکی همین طوری می کردم‌دکتره اون علا...

از آدمایی که فکر میکنن تا ابد وقت دارن عذاب میکشم.

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۵ *آوا*آبروتون رو میبرم .به این ر...

این پست کاملا با نوع فعالیت چنل فرق دارهمی‌خوام حرف بزنم دیش...

فیک شوگا پارت هشتم مافیای بیرحم دختر لجباز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط