عشق بی اختیار

عشق بی اختیار

پارت ۲


اومد تزدیک.......

من ترسیدم و شروع به لرزیدن کردم، سعی میکردم که خودم رو ازاد کنم ولی نتونستم

یوری: لطفا بزار برم هرکاری میکنم فقط بزار برم *با گریه*

جونگ کوک: هر کاری؟ اوکی پس پدرت رو برام بکش

من تعجب کردم پدر خودم رو با دستام بکشم؟

یوری: نمیشه یه چیز دیگه بگی؟

جونگ کوک: عامم*الکی کردم که داره فکر میکنه*نه

یوری: حاضرم پیشت بمونم ولی اپدرم رو نکشم

ویو کوک:
فکر خوبی کرد.......




ببخشید طول میدم خیلی ببخشید الان ببخشید کمه چون خیلی خوابم میاد عاشقتونم بایی
دیدگاه ها (۰)

عشق واقعی پارت ۶ویو نانسی: وقتی زد تو گوشم و بهم گفت که دوست...

P. 15

P. 18

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط