{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق بی اختیار

عشق بی اختیار

پارت ۲


اومد تزدیک.......

من ترسیدم و شروع به لرزیدن کردم، سعی میکردم که خودم رو ازاد کنم ولی نتونستم

یوری: لطفا بزار برم هرکاری میکنم فقط بزار برم *با گریه*

جونگ کوک: هر کاری؟ اوکی پس پدرت رو برام بکش

من تعجب کردم پدر خودم رو با دستام بکشم؟

یوری: نمیشه یه چیز دیگه بگی؟

جونگ کوک: عامم*الکی کردم که داره فکر میکنه*نه

یوری: حاضرم پیشت بمونم ولی اپدرم رو نکشم

ویو کوک:
فکر خوبی کرد.......




ببخشید طول میدم خیلی ببخشید الان ببخشید کمه چون خیلی خوابم میاد عاشقتونم بایی
دیدگاه ها (۱)

ببخشید اگه بد شد

کی کوکیه من میشه؟

عشق واقعی پارت ۶ویو نانسی: وقتی زد تو گوشم و بهم گفت که دوست...

عشق بی اختیار پارت ۳ویو کوک: فکره خوبی کرد.... وقتی حرفشو گف...

عشق فاش شده من

عشق فاش شده من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط